آشنایی با موسیقی جنوب ایران

موسیقی جنوب ایران یکی از غنی‌ترین و در عین حال پیچیده‌ترین موسیقی‌های مناطق ایران است که بیانگر فرهنگ اقوام مختلف جنوب است. این موسیقی به خصوص در استان‌های هرمزگان، بوشهر و خوزستان بیشتر مورد توجه است.

ویژگی موسیقی جنوب ایران

جنوب ایران از مناطقی است که در زمینه موسیقی نواحی حرف زیادی برای گفتن دارد، به خصوص در استان‌های خوزستان، هرمزگان و بوشهر. موسیقی جنوب ایران یکی از غنی‌ترین و در عین حال پیچیده‌ترین موسیقی‌های مناطق ایران است. همه می‌دانیم که قالب موسیقی جنوب ایران شاد و برگرفته از طبیعت گرم این منطقه است؛ ولی بر خلاف تصور خیلی از مخاطبان، این موسیقی چندان هم ساده نیست و خود دارای مقام‌ها و رسم و رسومات متنوعی است.

لازم به ذکر است که این شور و حرارت را می‌توان در عزاداری‌های جنوب هم مشاهده کرد که ازسنچ و دمام برای تولید موسیقی غم‌انگیز استفاده می‌کنند و حاصل آن با بیشتر موسیقی‌هایی که راوی غم و درد هستند و ریتمی آرام دارند، متفاوت است. در واقع یکی از ویژگی‌هایی که موسیقی محلی جنوب را متمایز می‌کند کارآیی آن در مراسم مذهبی است که خود دارای آواز و شیوه‌های متمایزی است. البته موسیقی ریتمیک جنوب شناخته شده‌تر از موسیقی سوگواری‌اش است.

مقام‌های مختلف موسیقی‎ جنوب ایران

بندری: مشهورترین شیوه اجرای موسیقی در جنوب است که بسیار شبیه موسیقی آفریقایی و متأثر از موسیقی مهاجران آفریقایی به جنوب ایران است. موزیکی شاد و ریتم‌دار است. این موسیقی با استفاده از ساز‌های کوبه‌ای تومبا، تمپو و نی انبان که یک ساز بادی است و در مراسم‌های شاد و عروسی‌ها نواخته می‌شود.

سبالو: یکی از فرم‌های معمول در موسیقی محلی استان هرمزگان و بوشهر سبالو است. آوازی است که با دایره همراه می‌شود و به وسیله‌ی خوانندگانی که دایره وار کنار هم می‌نشینند، اجرا می‌شود. خوانندگان هم زمان با اجرای سبالو، شانه‌های خود را به طرف راست و چپ حرکت می‌دهند. رقص و موسیقی سبالو هم متأثر از موسیقی آفریقایی است.

یزله: یکی دیگر از فرم‌های رواج یافته یزله است که به وسیله گروهی از خوانندگان غیرحرفه‌ای اجرا می‌شود و فقط با دست زدن همراه است. در این موسیقی، ملودی بیش از همه حائز اهمیت است و به متن چندان اهمیتی داده نمی‌شود. این فرم از موسیقی جنوب ایران یکی ازفرم هایی است که در مراسم عزاداری از آن استفاده شده و با سینه زنی همراه است.

لیوا: این موسیقی که در هرمزگان رایج است، برای شادمانی نواخته می‌شود و با رقص همراه است. نوعی از اجرای موسیقی بندری بوده که از موسیقی عربی و آفریقایی به خصوص سواحل زنگبار متأثر شده و به این دیار آمده است. در این نوع اجرای موسیقی از دهل‌های بزرگ و کوچک هم، چون پیپه (Pipa)، جفه (Joffa)، پونکه (Punka) و تویری (Tovairi) استفاده می‌شود. این موسیقی بیش‌تر در مراسم شادی اجرا شده و با رقص فردی و جمعی با ریتم‌های خاص اجرا می‌شود.

موسیقی‌زار: مراسم آیینی زار یکی از رمزآلودترین و در عین حال پیچیده‌ترین موسیقی‌های ایران است. در این مراسم از ساز‌های مختلفی استفاده می‌شود که یکی از این ساز‌ها تبیره یا تنبوره نام دارد. این ساز فقط توسط «بابا زار» یا شخص دیگری که او اجازه دهد؛ نواخته می‌شود. مضراب این ساز از شاخ گاو یا گوسفندی که برای اجرای مراسم قربانی شده، ساخته می‌شود. زار اساسا مراسمی درمانی است که به باور مردم آنجا باعث می شود، جن از بدن فرد جن زده خارج شود. در این مراسم که با نام «سار» در سومالی نیز وجود دارد، فردی به نام بابازار یا مامازار هدایت مراسم را بر عهده دارد. در موسیقی زار از ساز تنبوره، ساز‌های کوبه‌ای دهل، دمام و دیره و همچنین آواز استفاده می‌شود.

رقص ازوا: در روز‌های عید قربان، عید فطر و خصوصاً در عروسی‎ها، عده‎ای از ناخداها، جاشو‌ها و ماهی گیران قشمی با ساز و دهل و طبل‎های بزرگ به کوچه‎ها و خیابان‎ها و میدان‎های شهر آمده و به علامت شادی و خوشحالی در حال نواختن طبل‎ها، به رقص و پای کوبی می‎پردازند.

نی‌مه خوانی: نیمه موسیقی دریانوردان است. این موسیقی به هنگام کار در دریا اجرا می‌شود. در نیمه یک تکخوان با گروهی از هم سرایان آواز‌هایی را می‌خوانند که در ستایش دریا است.

چاووشی: چاووشی را هنگام بدرقه یا در زمان استقبال از زائران می‌خوانند. چاووشی همچنین در شب سوم محرم، شب عاشورا یا اربعین در میان نوحه (واحد) و هنگام کار‌های ساختمانی و… نیز خوانده می‌شود. به‌طور کلی زمانی که نیاز به تقویت روحیه جمع باشد، آواز چاووشی خوانده می‌شود. چاووشی گاه به‌صورت مبادله آواز میان ۲ یا چند نفر خوانده می‌شود. خوانندگان چاووشی باید از صدایی رسا برخوردار باشند.

شروه: نوعی دوبیتی خوانی و آوازی غمگین دشتستانی است که به زبان محلی اجرا می‌شود.

شاهنامه خوانی: در محفل‌های شبانه با آواز‌های خاص خوانده می‌شود.

خیام خوانی: با متری مشخص و به صورت ریتمیک با همراهی ضرب و دایره اجرا می‌شود. مردم جنوب به خیام خوانی و اینکه تا این اندازه در موسیقی این منطقه جریان دارد افتخار می‌کنند. از هر فرد بومی جنوبی‌ای که بخواهید یک شعر بخواند، بدون شک از اشعار خیام استفاده می‌کند.

موسیقی تلفیقی یا فیوژن چیست؟

تا دهه‌ ۱۹۶۰ که هنوز ژانرهای موسیقی این چنین در هم تنیده نبودند کسی به خود این دردسر را هم نمی‌داد که بخواهد واژه‌ی فیوژن را تعریف کند. بلوزمن‌ها بلوزشان را می‌نواختند.

جزمن‌ها سولوهای طولانی‌شان را بداهه‌پردازی می‌کردند و گروه‌های راک هم هر سال به فکر تهیه‌ آلبوم‌هایی بودند که ترانه‌های پرفروش بیشتری داشته باشد. ولی انتهای دهه‌ی ۶۰ نقطه‌ای بود که جز و راک نمی‌توانستند به سادگی از کنار هم عبور کنند.

بیتلز با آلبوم‌هایش تعریف موسیقی راک به عنوان « هنر» را تغییر داده بود. گروه‌های بعد از بیتلز می‌خواستند تا جایی که می‌توانند «هنری» باشند. فروش به تنهایی برایشان کافی نبود. از آن طرف، موسیقی جز هم به نقطه‌ای بی‌برگشت رسیده بود.
در یک طرف، هنرمندان جز آزاد (Free Jazz) و جز آوانگارد بودند که هنوز کارشان را می‌کردند و کاری به این که چقدر پول در می‌آورند نداشتند. از طرفی جزمن‌های سنتی‌تری مثل مایلز دیویس بودند که احساس می‌کردند کارشان تکراری شده است.

در واقع ایده‌ی اولیه موسیقی فیوژن، به تعریف مشهورش یعنی تلفیق جز و راک، یک ایده‌ی تجاری بود که یکی از روسای کمپانی کلمبیا به مایلز دیویس پیشنهاد کرد:

یعنی وارد کردن اِلِمان‌هایی از موسیقی فانک و راک داخل موسیقی جز. ریتم‌های پیچیده‌ی موسیقی فانکی «جیمز براون» و اسلای اند فمیلی استون (Sly and Family Stone) و سولوهای طولانی و خلاقانه‌ی «جیمی هندریکس» در آلبوم الکتریک لیدی لند (Electric Ladyland) دیویس را متقاعد کرد که راک و جز می‌توانند نقاط اشتراک دیگری به جز پس‌زمینه‌ بلوزی‌شان پیدا کنند.
نتیجه‌ تلاش مایلز برای تلفیق این دو موسیقی دو آلبوم In a Silent Way و Bitches Brew در سال های ۶۹ و ۷۰ بود. این دو آلبوم کارنامه‌ هنری مایلز را احیا کرده، موزیسین‌های فوق با استعدادی مثل جان مک لافلین (گیتار)، چیک کوریا (کیبورد) و تونی ویلیامز (درامز) را به صحنه معرفی و نقطه‌ی آغاز موسیقی فیوژن شدند.

پس از این دو آلبوم، دهه ی ۷۰ پر شد از آلبوم‌های دیگری از خود مایلز و بقیه‌ی نوازنده‌های بسیار تکنیکی که عناصری از راک و فانک را با جز در هم می‌آمیخت. نتیجه‌ی تاریخی ایجاد این جریان ازبین‌رفتن محبوبیت جز به صورت کلاسیک‌تر آن و البته انتشار کلی آلبوم‌های حوصله سربر و طولانی هم بود. ولی مایلز حق داشت. او به هر حال سرنوشت موسیقی را یک بار دیگر تغییر داده بود.

زیر سبک های فیوژن

هنوز به پاسخ مشخصی در مورد چیستی فیوژن نرسیدیم. این طور نیست؟ اگر فیوژن صرفاً به نوعی خاص از تلفیق جز و راک گفته شود، پس تکلیف باقی انواع تلفیق چیست؟ آن همه موسیقی‌دان که از کشورهای مختلف دور هم جمع می شوند و موسیقی ملی کشورهای‌شان را با هم مخلوط می‌کنند تا به صدای جدیدی برسند، کیهان کلهرها، یویوما ها، عالم قاسم‌اف ها، نصرت فاتح علی‌خان ها…آن ها را در چه گروهی باید دسته بندی کرد؟
دسته‌بندی‌ها در مورد چیستی موسیقی فیوژن به شکل اعصاب‌خردکنی متناقض به نظر می‌رسد. یا دسته‌بندی به شدت محدود است، مثل مدخل ویکیپدیای موسیقی فیوژن، که آن را همان ترکیب جز و راک می‌داند.

یا بسیار وسیع است که همه‌ی موسیقی‌های مختلفی که با هم تلفیق شده اند -حتی فولک راک و رپ متال- را جز زیرژانرهای موسیقی فیوژن حساب کرده است. (نگاه کنید به مدخل زیرژانرهای موسیقی فیوژن در سایت ویکیپدیا.)

این گیج‌کنندگی البته تا حدی طبیعی است. فیوژن بیش تر از این که یک تعریف علمی باشد یک اصطلاح جاافتاده است. اصطلاحی که به نسبت زمان و مکان می‌تواند تعریف متفاوتی پیدا کند.
ولی شاید دقیق‌ترین تعریف برای فیوژن یا همان موسیقی تلفیقی چنین جمله‌ای باشد: «موسیقی‌ای که عناصر دو یا چند موسیقی که اشتراکات و تفاوت‌های مشخصی با هم دارند را با هم ترکیب کرده تا به صدای نویی برسد.» هر چند این تعریف جامع است.
ولی همچنان مانع نیست. چون رپ و متال هم به صورت خاص هم تفاوت‌ها و هم اشتراکات تاریخی، فرهنگی‌ای با هم دارند. ولی رپ-متال را نمی‌توان جزء موسیقی فیوژن حساب کرد. یا بهتر بگوییم، اصولا کسی این کار را نمی‌کند. بنابراین فیوژن و چیستی آن، معمولا در مواجهه با تک آلبوم ها یا پروژه‌های خاصی تعریف می‌شود که دو موسیقی –که معمولا تفاوت‌هایشان بیشتر از شباهت‌هایشان است- را با هم تلفیق می‌کند.