تاکید رهبر میهمان ارکستر سمفونیک تهران بر ضرورت کلاس‌های تخصصی موسیقی

رهبر میهمان ارکستر سمفونیک تهران، برگزاری کلاس‌های تخصصی را ضرورتی برای ورود نوازنده‌های جوان به ارکسترها خواند که موجب افزایش مهارت و هماهنگی بیشتر آنها در اجراها می‌شود.

رهبر میهمان ارکستر سمفونیک تهران، برگزاری کلاس‌های تخصصی را ضرورتی برای ورود نوازنده‌های جوان به ارکسترها خواند که موجب افزایش مهارت و هماهنگی بیشتر آنها در اجراها می‌شود.

مرکز آموزش هنری بنیاد، این روزها میزبان برگزاری مسترکلاس‌های تخصصی نصیر حیدریان است.

حیدریان، رهبر ارکستر و استاد دانشگاه موسیقی در اتریش است که برای برگزاری دو مسترکلاس تخصصی در رشته‌های تکنیک و اصول رهبری ارکستر و آنسامبل سازهای بادی (چوبی و برنجی) و رهبری میهمان ارکستر سمفونیک تهران در ایران حضور دارد.

حیدریان گفت: در تمام دنیا هنرجویان قبل از این که وارد ارکسترهای بزرگ و ملی شوند، در هنرستان، آکادمی و دانشگاه در ارکسترهای کوچک فعالیت و تعلیم می‌بینند و پس از آموختن قطعات و مسائل پایه‌ای و تسلط به نواختن وارد ارکسترهای حرفه‌ای می‌شوند.

اما این اتفاق در سیستم آموزشی کشور ما نمی‌افتد. نوازندگان بعد از فارغ‌التحصیلی وارد ارکسترهای حرفه‌ای می‌شوند و تازه باید بسیاری از مسایل را بیاموزند که این سیستم باید درست شود.

وی افزود: نوازندگان ارکسترها نیاز دارند یک سری دوره‌های آموزشی را همزمان با کار بگذرانند؛ مانند همین اتفاقی که در مسترکلاس‌های ما می‌افتد.

در کشورهای دیگر اگر قرار باشد این رپرتواری که ما برای اجرای فعلی ارکستر سمفونیک انتخاب کرده‌ایم را بنوازیم، به ۴ جلسه تمرین نهایی احتیاج داریم تا به مرحله اجرا برسیم. اما در ایران چون نوازنده‌ها از پیش آموزش‌های کافی را ندیده‌اند لازم است که تمرینات بیشتری انجام دهیم.

وی با ابراز امیدواری در خصوص تداوم مسترکلاس‌های تخصصی با حضور دیگر اساتید موسیقی افزود: مدرس موسیقی باید خیلی هوشیار بوده و حضور فعالی داشته باشد تا بتواند ایرادات شاگردانش را سریع شناسایی و برطرف کند، در غیر این صورت این ایرادها در نوازندگی هنرجو نهادینه می‌شود.

گاهی برخی نوازندگان جوان را می‌بینیم که با وجود داشتن مدرس اما همچنان در نواختن اشکالاتی برطرف نشده دارند.

وی در انتها در خصوص نحوه آموزش نوازنده‌ها گفت: در رشته موسیقی ما باید کاری کنیم که نوازندگان خودشان متوجه اشتباهات خود شوند. شاگرد در طول هفته فقط یک ساعت در حضور استاد تمرین می‌کند و باقی هفته را تنهاست و این امر در صورت تقویت نشدن باعث عدم تصحیح اشتباهاتش در زمان مناسب می‌شود.

من متد آموزشی‌ام در این مسترکلاس‌ها را بر پایه مشارکت شرکت‌کنندگان در امر آموزش بنا کردم. به نحوی که بتوانم روی تقویت شنوایی و تشخیص آنها کار کنم. فلسفه من این است که هر شاگردی پتانسیلی دارد که معلم باید آن‌ها را بشناسد و او را به یک نوازنده حرفه‌ای تبدیل کند.

توهین در ترانه امروز

سعید دبیری با بررسی وضعیت ترانه امروز می‌گوید: هرچند که ترانه‌نویس خوب هم داریم اما در ۹۹ درصد ترانه‌هایی که گوش می‌کنم، احترام به ادبیات، انسان و عشق از بین رفته است.

این ترانه‌سرا درباره وضعیت ترانه‌هایی که این روزها نوشته و کار می‌شود، اظهار کرد: در اغلب ترانه‌ها، حرف‌های روزمره را به‌عنوان ترانه با یک موسیقی مستهجن به خورد مردم می‌دهند. در دهه ۵۰، زمانی‌که من و دوستانم ترانه می‌نوشتیم، ترانه برای عشق، انسان و اجتماع نوشته می‌شد و هرچه بود، بد و توهین نبود. اما امروزه می‌بینم که فرد برای معشوقش می‌نویسد «می‌ری، به‌درک که رفتی»!

او افزود: بعضی‌ها می‌گویند که ترانه به‌روز شده است، اما من اسم این را به‌روز شدن نمی‌گذارم. این اصلا ترانه نیست و توهین به ادبیات است. اگر این‌طور پیش‌ برود در موسیقی سقوط می‌کنیم.

حرفه و تحصیلات من موسیقی است. در این حوزه یک درس جدید تحت عنوان «موسیقی الکترونیک» آمده است، الکترونیک یک حرفه و درس جدید است و در همه جای دنیا افراد بزرگی در این رشته درس خوانده‌ و استاد شده‌اند. اما در این‌جا یک لپ‌تاپ و یک کارت صدا شده الکترونیک.

از نظر من، موزیسین‌های امروز اصلا موزیسین نیستند و حتی نمی‌دانند یک موسیقی چند کلید دارد و نمی‌دانند که گام‌ها چند تغییردهنده دارد و با به‌علاوه و منها کارشان را بالا و پایین می‌برند.

ترانه‌سرای آثاری مثل «زمستان» در پاسخ به سوالی درباره علت تغییر ذائقه برخی مردم و خصوصا نسل جدید به سمت ترانه‌های نامفهوم، بیان کرد: جوان‌های امروز ما در ماشین و میهمانی یک جور موسیقی گوش می‌کنند اما در خلوت خودشان به همان موسیقی قبل بازمی‌گردند.

گرایش به آن نوع ترانه به‌خاطر چیزهایی است که خودشان جوک می‌دانند و با آن مزه می‌ریزند و می‌خندند؛ برای همین به این نوع موسیقی گوش می‌دهند. اما وقتی می‌توان گفت چیزی رواج پیدا کرده که دوام داشته باشد. الان کسی ترانه‌نویس‌های دهه ۸۰ و ۹۰ را یادش نیست.

اصلا آن‌ها کجا رفتند؟! ترانه‌نویس هرچقدر هم که کارهایش طرفدار داشته باشد اما دوام آن به چند سال نرسد، باز هم کارش کار درستی نمی‌تواند باشد. به هر جهت ما فرهنگ‌مان عوض شده و این به موسیقی‌مان ربطی ندارد. هرچه پیش آمده به سمتش خودمان را ول داده و جلو رفته‌ایم. من این‌ روزها چندان به ترانه‌ها گوش نمی‌دهم؛ مگر تعداد محدودی که باز هم از مضامین گذشته استفاده کرده‌اند.

دبیری با بیان این‌که ترانه‌نویسی یا اصولا هنر اصلا آموزشی نیست، اظهار کرد: هنرمند با این حس به دنیا می‌آید و وقتی بزرگ‌تر می‌شود، می‌توان به وسیله سواد آن را پرورش داد. اما نمی‌توان یک نفر را ترانه‌نویس کرد.

این‌که روی دیوار آگهی می‌زنند که «کارگاه ترانه‌نویسی برگزار می‌شود» یا این‌که می‌گویند «در ده جلسه موسیقی حرفه‌ای یاد بگیرید» چیزی است که کلاه‌برداری عیان است نه حتی پنهان. اگر قرار بود کسی با ۱۰ جلسه موزیسین شود، چطور امثال من سال‌ها برای آن وقت گذاشتند؟

پس حتما آن‌ها راه را اشتباه رفتند! اگر قرار بود با یاد دادن کسی این‌کاره شود، سالیان سال است که این همه تحصیل‌کرده ادبیات و موسیقی داریم اما از این‌ها اگر یک خط ترانه یا یک موسیقی شنیده باشید من هم شنیده‌ام. کار باید جوششی باشد. درست است که سواد باعث کار بهتر می‌شود، اما فرد باید آن کار را بلد باشد.

او درباره نحوه گذران این‌ روزهای زندگی‌اش نیز گفت: زندگی من از این راه می‌گذرد، البته نه فقط با ترانه‌نویسی. من حداقل ۱۰، ۱۲ نفر از آدم‌های عادی را خواننده کرده‌ام. حالا هم شاگرد ترانه و موسیقی دارم.

امروزه نشان دادن یک کار در بازار مانند قبل نیست و متاسفانه ۱۰۰ شبکه ایرانی هست که از صبح تا شب دارند موسیقی پخش می‌کنند و یک نفر که بخواهد کار کند، مخارجی دارد که سنگین است. دیگر اسپانسری هم وجود ندارد. حتی برای ستاره‌ها هم دیگر کسی خرج نمی‌کند. برای همین عملا آلبوم از بین رفته و به تک‌آهنگ تبدیل شده است.

نویسنده کتاب «خدا! چرا عاشق شدم من؟!» با انتقاد از ناشر کتابش، همچنین اظهار کرد: من فکر می‌کنم که کتاب هم همانند موسیقی دست کسانی افتاده که انتخاب می‌کنند چه کسانی بالا بیایند و چه کسانی نیایند.

سعید دبیری در پایان در پاسخ به سوالی درباره کیفیت جشنواره‌ها و جوایزی که برای ترانه برگزار می‌شود، گفت: هر کس کار خودش را می‌کند. اما این را می‌دانم که خانه ترانه زمانی که دکتر یداللهی در آن حضور داشت با خانه ترانه‌ امروز فرق می‌کرد. اما این را که چه اتفاقی در آن‌جا می افتد نمی‌دانم. فقط این را می‌دانم که آقای یداللهی وجهه دیگری برای آن‌جا داشت.

رونمایی از یک «علیرضاقربانی»تازه/بخوان مرا تو ای امید رفته از یاد

تازه‌ترین پروژه موسیقایی علیرضا قربانی خواننده مطرح موسیقی کشورمان سه‌شنبه شب هفدهم اردیبهشت ماه با اجرایی کاملا متفاوت از آثار پیشین این هنرمند در تالار وحدت تهران آغاز شد.

علیرضا قربانی خواننده موسیقی ایرانی در تازه‌ترین پروژه موسیقایی خود که با عنوان «با من بخوان» از سه‌شنبه شب هفدهم اردیبهشت‌ماه در تالار وحدت تهران آغاز شد، در یک تابوشکنی، قطعاتی از آثار ماندگار و یا کمتر شنیده شده خود را با حال و هوایی کاملاً متفاوت از کنسرت‌های قبلی‌اش که برای مخاطبان او یک غافلگیری ویژه به حساب می‌آمد، پیش روی مخاطبان و طرفدارانش اجرا کرد.

وی در این کنسرت با ترکیبی از سازهای آکوستیک و الکترونیک که آهنگسازی و تنظیم آن بر عهده حسام ناصری همکار سال‌های دورش در اجراهای زنده محسوب می‌شد، تلاش کرد تا فضای کاملاً ساختارشکنانه‌ای را پیش روی مخاطبان قرار دهد.

فضایی که با ترکیب طراحی و کارگردانی رضا موسوی روی صحنه که طی سال‌های اخیر فعالیت‌های متفاوتی را در اجراهای زنده موسیقی انجام می‌دهد، تماشاگر را با کنسرتی روبه‌رو کرد که قطعاً به مثابه شکست مرزهایی می‌ماند که تاکنون از علیرضا قربانی دیده بود.

«مقدمه» با شعر سهراب سپهری، «نیست شو» با شعری از مولانا و تنظیم حسام ناصری، «بوی گیسو» با شعری از شیخ نورالعین واقف لاهوری، ملودی علیرضا قربانی، تنظیم حسام ناصری در «پله اول»، «آواز خراسانی»، موسیقی فولکلور «الله مزار» با تنظیم حسام ناصری در «پله دوم»، «روزگار غریب» با شعر احمد شاملو، حمید خلف بیگی و آهنگسازی حسام ناصری در «پله سوم»، «تاج محل» به آهنگسازی سامان صمیمی، بداهه خوانی «آواز سحری»

براساس مقام سحری از تصنیف‌های فولکلور موسیقی کردی در «پله چهارم»، «اواز بی قرار» با شعری از هوشنگ ابتهاج، «ارغوان» با شعری از هوشنگ ابتهاج و آهنگسازی مهیار علیزاده در «پله پنجم»، «رنگین کمان» به آهنگسازی سامان صمیمی، «تنهایی لیلا» با شعر حسین منزوی و آهنگسازی کارن همایون فر، «عشق آسان ندارد» با شعر اهورا ایمان و آهنگسازی ستاراورکی، «چهارراه استانبول» با شعر مسعود کلانتری و ملودی علیرضا قربانی و سامان صمیمی در «پله ششم» آثاری بودند که در این کنسرت با شکل و شمایلی نو پیش روی مخاطبان قرار گرفت.

بخش ابتدایی کنسرت با کلام علیرضا قربانی در تاریکی محض صحنه آغاز شد، آغازی که این بار با وجود تمام کامنت‌های مثبت و منفی که برای تک آهنگ‌های اخیرش نوشته بود، با گفتار و اجرایی کاملاً متفاوت‌تر از کنسرت‌های پیشین این خواننده آغاز و نوید کنسرتی با حال و هوای متفاوت و جسور را به مخاطبان می‌داد؛

شرایطی از موسیقی با سازهای الکترونیک و تنظیم متفاوت که از علیرضا قربانی یک شخصیت هنری تازه‌ای معرفی کرد که در این سلسله اجراها مایل است با طیف گسترده‌تری از مخاطبان جوان و نوجوان موسیقی ایرانی ارتباط برقرار کند تا شاید چهره منزوی موسیقی ایرانی این بار در قامتی جدید با نگاهی متفاوت‌تر از گذشته به آنان نمایانده شود.

صحنه آغازین اجرا، با اجرای قطعه شعری از سهراب سپهری با تنظیم حسام ناصری در «پله اول» و خوانش «آواز خراسانی»، در همان ابتدا نشانه‌هایی از این قامت تازه در خود داشت.

علیرضا قربانی وسط صحنه، درست در جایی ایستاده است، که نوازندگان کنسرت در سمت راست و چپش و در پله‌هایی طراحی شده توسط رضا موسوی کارگردان برنامه ایستاده بودند و در قطعات کنسرت قربانی را همراهی می‌کردند.

قربانی پس از اجرای قطعه‌های ابتدایی کنسرت ضمن قدردانی از حضور پرشور مخاطبان در اولین کنسرت پروژه ۹ روزه «با من بخوان» توضیح داد: قبل از هر چیز فرا رسیدن ماه مبارک رمضان را به شما عزیزان تبریک می‌گویم و از جانب خودم و گروه اجرایی تشکر می‌کنم که زحمت کشیدید و به این کنسرت آمدید.

وی ادامه داد: آنچه امروز برای مهم است ارائه یک موسیقی نو برای تماشاگران عزیز است که شاید از طریق گروه ما کمتر تجربه شده که من سعی می‌کنم در بخش‌های دیگر توضیحات تکمیلی را ارائه دهم.

به هر ترتیب شرایط برگزاری این کنسرت غیر از قطعاتی که خدمت شما معرفی شده بداهه نوازی ها و بداهه خوانی‌هایی در حوزه سازهای الکترونیک و آکوستیک است که امیدوارم مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

قربانی درباره قطعه «الله مزار» به مخاطبان توضیح داد: درباره قطعه «الله مزار» روایت‌های متفاوتی در منطقه خراسان شمالی وجود دارد. اینکه اقوام این منطقه از کشورمان برای دام پروری زمستان از منطقه خارج می‌شدند و در زمان بهار برمی‌گشتند.

در اثنای این سفرها برخی از جوانان قوم برای پاسداشت حریم ده باقی می‌مانند اما در یکی از روزها دشمنانی به منطقه حمله کرده و همه اموال قوم را به غارت برده و جوانان را می‌کشند. حال بعد از مدتی مردم قوم به ده برمی‌گردند و با این صحنه غم‌انگیز مواجه می‌شوند.

در این صحنه افراد قوم دنبال جوانان خود می‌گردند. عروس‌ها و مادرها هم به دنبال معشوقه‌شان در جستجو هستند. اما به آنها می‌گویند اگر دنبال معشوقه‌تان می‌گردید باید آنها را ببویید تا به مزارشان برسید و این همان داستان «الله مزار» است.

این خواننده قبل از اجرای قطعه «روزگار غریب» و قطعه‌های بعدی کنسرت هم گفت: این قطعه چند روزی است که منتشر شده و تصور می‌کنم یکی از آثار ماندگار جناب احمد شاملو است که من از سال‌ها پیش دوست داشتم آن را اجرا کنم. این شعر از آن دسته اشعاری است که باید بیشتر از اینها در جامعه ما رسوخ پیدا کند زیرا در برگیرنده ویژگی‌هایی است که همه باید به آن توجه کنیم.

وی افزود: به هر ترتیب ما در این کنسرت سعی کردیم یک فرم از موسیقی ایرانی را از پیش‌درآمد تا تصنیف به صورت پله‌وار و اپیزودیک طراحی کنیم که ساز و آواز بداهه هم در آن نقش اصلی دارد.

در عین حال باید این توضیح را هم بدهم که عنوان کنسرت «با من بخوان» هم با شکل و شمایلی وِیژه طراحی شده است. ما احساس کردیم امروز به وحدت بیشتر نیاز داریم. ما امروز نیاز داریم تا درد هم را درک کنیم و به هم نوع خود در تمام حوادثی که طی این مدت اتفاق افتاده کمک کنیم.

من با این توضیحات است که از شما می‌خواهم در صورت تمایل در قسمت انتهایی این قطعه همراه ما باشید و دو بیت آخر را با مضمون «نمانده در دلم دگر توان دوری / چه سود از این سکوت و آه از این صبوری؛ تو ای طلوع آرزوی خفته بر باد / بخوان مرا تو ای امید رفته از یاد» همراه ما بخوانید.

حسام ناصری سازهای الکترونیک و سه تار، سامان صمیمی نوازنده کمانچه و سه تار، آرش پاکزاد نوازنده سازهای الکترونیک، میلاد محمدی نوازنده تار، شورانگیز و سه تار، نیلوفر محبی نوازنده ویولن، میثم مروستی نوازنده ویولا و سه تار، ماکان خوی نژاد نوازنده ویولنسل، نگار فرجی نوازنده ویولن، زکریا یوسفی نوازنده سازهای کوبه‌ای، یزدان بهمنی نوازنده سازهای کوبه‌ای و مهگل صفدری بم خوان گروه اجرایی کنسرت را تشکیل می‌دادند.

این در حالی است که رضا موسوی طراح، کارگردان و طراح نور، نگین شکیبا دستیار کارگردان، شروین عقیلی، مرتضی زمانی رسول بابایی، هانیه یاوری ساخت و پردازش تصاویر، نسیم رحمانی دستیار صحنه، سید مصطفی طباطبایی نسب، امیر حسین باباییان ساخت و نصب دکور گروه کارگردانی پروژه «با من بخوان» بودند.

ضمن اینکه در بخش اجرایی نیز که تهیه کنندگی آن بر عهده مؤسسه فرهنگی هنری «آهنگ اشتیاق» بود، سید علی اصغر رضوی مدیر برگزاری، مهسا نعمت مدیر اجرایی، وحید لشگری مدیر روابط عمومی، مهدی جوادی نسبت طراح گرافیگ و پویا هاشمی عکاس و مستند ساز حضور داشتند.

اجرای گروه «رستاک» در بزرگترین خانه خشتی جهان

کنسرت گروه موسیقی «رستاک» روز شنبه، چهاردهم اردیبهشت‌ماه طی دو سانس در بزرگترین خانه خشتی جهان (خانه حاج آقا علی در شهرستان رفسنجان) واقع در قاسم‌آباد رفسنجان برگزار شد.

گروه موسیقی «رستاک» در ادامه فعالیت‌های ۲۰ ساله خود در راستای اعتلای فرهنگ و هنر بومی و ملی، بویژه غنا بخشیدن و بازیابی موسیقی نواحی این خاک و دیار، این بار یکی از زیباترین میراث فرهنگی کشور، یعنی خانه خشتی حاج آقا علی رفسنجان را جهت برگزاری اجراهای خود انتخاب کرد. انتخاب هوشمندانه و دقیق که از یک سو موجب شناساندن بیش از پیش این میراث گرانبها (اما متاسفانه کمتر شناخته شده)، می‌شود و از سوی دیگر با ترکیب نغمات روح‌نواز موسیقی و زیبایی‌های بصری و معماری این خانه سنتی و خشتی مخاطب را همزمان به بزمی روح‌نواز و چشم نواز فرا می‌خواند.

لازم به ذکر است خانه حاج آقا علی بزرگترین خانه خشتی جهان، چهار فصل بوده و حوض‌خانه و شاه نشین از زیباترین قسمت‌های آن است. این خانه دارای مساحتی حدود ۱۴۰۰۰ متر مربع با ۷۰۰۰ متر زیربنا و ۱۱۰ اتاق است. بارزترین ویژگی این بنا استفاده از معماری قرینگی است که این معماری توجه هر بازدید کننده‌ای را به خود جلب می‌کند .این بنا حدود ۲۸۰ سال قدمت دارد و ساخت آن ۱۴ سال طول کشیده است. زیبایی فوق العاده و ویژگی‌های منحصر به فرد و ظرفیت‌های متنوع و چند وجهی این بنا باعث می‌شود برای شناساندن آن به گردشگران داخلی و خارجی بیش از پیش کوشا باشیم.

اقدام گروه موسیقی «رستاک» در انتخاب این بنا برای برگزاری اجراهای خود عملی درخور تحسین است که به نوبه خود سهمی موثر در ترویج میراث فرهنگی و گردشگری کشور محسوب خواهد شد و برداشتن چنین گام‌هایی از ضروریات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی کشور در آینده نزدیک است.

برگزاری کنسرت سازهای بادی چوبی و برنجی در تالار رودکی / برگزاری مستر کلاس ساکسفون

مرکز آموزش هنری بنیاد رودکی کنسرت سازهای بادی چوبی و برنجی را بیست و سوم اردیبهشت ماه در تالار رودکی برگزار می‌کند. همچنین مستر کلاس نوازندگی ساکسفون در مرکز آموزش هنری بنیاد رودکی برگزار می‌شود.

به نقل از روابط عمومی و امور بین‌الملل بنیاد رودکی، اجرای پایانی مستر کلاس‌های مرکز آموزش هنری بنیاد رودکی با عنوان «آنسامبل سازهای بادی چوبی و برنجی» ۲۳ اردیبهشت ماه ساعت ۱۱ صبح در تالار رودکی روی صحنه می‌رود.

در این کنسرت قطعاتی از موسیقی کلاسیک تا معاصر توسط هنرجویانی متشکل از نوازندگان ارکستر سمفونیک و ملی، نوازندگان هنرستان‌های موسیقی و دانشگاه‌ها و … زیر نظر نصیر حیدریان، رهبر ارکستر اجرا می‌شود.

از طرفی طبق اعلام روابط عمومی بنیاد رودکی گرالد پرین فالک نوازنده اتریشی ۲۴ و ۲۵ اردیبهشت ماه در مرکز آموزش هنری بنیاد رودکی مسترکلاس نوازندگی ساکسفون برگزار می‌کند.

گرالد پرین فالک نوازنده اتریشی، استاد دانشگاه موسیقی گراتس اتریش است و سابقه همکاری با ارکسترهای درجه یک همچون ارکستر فیلارمونیک وین، ارکستر سمفونیک رادیو وین، ارکستر فیلارمونیک راینلند، ارکستر دولتی اشتوتگارت و … را در کارنامه خود دارد. وی همچنین سولیست ارکستر کلانگ فروم وین است و دراجرای ۲۶ و۲۷ ارکستر سمفونیک تهران به رهبری نصیر حیدریان در تالار وحدت به عنوان سولیست حضور دارد.

ظرفیت حضور در این مسترکلاس محدود است.

علاقه مندان جهت شرکت در این کلاس‌ها می‌توانند با شماره‌های ۶۶۷۴۳۳۵۸ و۶۶۷۴۳۳۵۹ و ۶۶۷۴۳۳۶۱ تماس بگیرند.

خشایار اعتمادی: این‌ خیانت است نه دوست‌داشتن!

روزنامه شهروند نوشت: در اواسط دهه هفتاد، حوالی سال ٧۶، بینندگان تلویزیون به‌ناگاه با اتفاقی روبه‌رو شدند که در باورشان نمی‌گنجید.

این اتفاق چیزی نبود جز پخش یک ترانه پاپ؛ با شعری از احمد شاملوی بزرگ و صدای خواننده‌ای که بسیار یادآور صدای یکی از خوانندگان این آب و خاک بود؛ شباهتی چنان غریب که حتی شایع شد که فلان خواننده به ایران بازگشته و توبه کرده و صداوسیما هم به پاس این اتفاق صدای او را پخش کرده است.

حالا بیست‌وچند سال از آن روزگار می‌گذرد. صاحب آن صدا که در کوتاه‌زمانی ستاره شد و درخشید و یکی از نام‌های محبوب و معتبر موسیقی پاپ ایران شد، خشایار اعتمادی است. کسی که او را خواننده نخستین آلبوم موسیقی پاپ بعد از انقلاب ایران می‌دانند.

دانش‌آموخته رشته اقتصاد بازرگانی؛ در پنجمین دهه زندگی‌اش با چندین و چند آلبوم و ده‌ها قطعه موسیقی گوناگون موقعیت و جایگاه غبطه‌برانگیزی در تاریخ موسیقی پاپ بعد از انقلاب ایران دارد، با این که این روزها به تبع شرایط نابسامان موسیقی ایران حضور چندان پررنگی در بازار موسیقی ندارد.

خشایار اعتمادی که در ٢۵سالگی با خواندن ترانه «بارون» با شعری از شاملو به شهرت رسید؛ تاکنون اجراهای زیادی داشته و در سه جشنواره شرکت کرده که ازجمله آنها می‌توان به جشنواره پاپ و دو جشنواره بین‌المللی در ایران و جشنواره بین‌المللی موسیقی مسلمانان سارایوو W.O.M.F اشاره کرد که در این فستیوال‌ها جوایزی هم به دست آورده است.

اعتمادی که همین اواخر درباره حضور کم‌رنگش گفته بود که «به خواسته مخاطبان امروزی موسیقی پاپ احترام می‌گذارم و سعی می‌کنم در فضایی مشغول به کار شوم که مخاطبان خاص شنونده آن هستند» از وضع و حال موسیقی ایران گله‌مند است.

او با وجود انتشار آهنگ‌های پرتعداد، معتقد است که «به‌دلیل سیکل بسیار پرعیبی که در معرفی آثار موسیقایی وجود دارد، انتشار این کارها فقط برای من هزینه داشته است.»

خشایار اعتمادی بازار موسیقی امروز را هم پر از ابهام می‌داند که «اصلا مشخص نیست چه اتفاقی در آینده می‌افتد.» او می‌گوید: «من هم دوست ندارم خواننده‌ای باشم که از ذهن مخاطبان فراموش می‌شود.

دوست دارم کنسرت برگزار کنم و اتفاقاً در یکی – دو سال اخیر اقداماتی انجام داده‌ام اما وقتی دیدم شرایط برگزاری کنسرت هم برای من و هم برای اسپانسر مناسب نیست، مردد شدم.

وقتی کنسرت‌های باکیفیت جای خود را به اجراهایی داده که مخاطب در آن فقط حرکات نمایشی، نور، جیغ، فریاد و صدای بیرون آمده از لپ‌تاپ می‌بیند و می‌شنود، پس دیگر جایی برای من و امثال من وجود ندارد. اینها دردهای بسیار عمیقی است که بعید می‌دانم کسی به فکر التیام آنها باشد.»

در گفت‌وگویی که در پی می‌آید، خشایار اعتمادی درباره فضای امروز موسیقی ایران حرف زده است. گفته‌هایی سرشار از نگرانی…

آقای اعتمادی عزیز! چند وقتی است که خبری از شما نیست؛ نه آلبومی نه کنسرتی.

اوضاع موسیقی این روز است دیگر. شرایط جوری است که چاره‌ای نمی‌ماند جز در حاشیه ماندن.

حضور، بهترین راه برای تغییر دادن شرایط نیست؟

وقتی نشود کار خوب ارائه داد، نه. به هر حال، هم من از خودم توقعاتی دارم و هم مخاطب، بنابراین در این شرایط بیمار، چون نمی‌شود این توقعات را پاسخ داد، پس همان دور نشستن بهتر است.

این که انرژی‌تان را بیشتر بر انتشار تک‌آهنگ متمرکز کرده‌اید، به این دلیل است؟

خب، در شرایط فعلی تنها راه است برای حضور در فضای موسیقی و نفس کشیدن در این هوا – که آلوده است، اما به هر روی دنیای ماست دیگر.

می‌توانید بگویید در ماه‌های آتی مخاطبان و هواداران‌تان انتظار چه اتفاقاتی را باید از شما داشته باشند؟

من سال گذشته چهار ترک کار کردم که منتشر هم شدند.

برای امسال چه؟ کاری آماده توزیع دارید؟

امسال هنوز کاری را شروع نکرده‌ام و فکر نمی‌کنم که برای ادامه سال هم برنامه خاصی داشته باشم.

اینها که گفتید همه‌شان تک‌آهنگ بودند. آلبوم چه؟ برنامه‌ای در این زمینه ندارید؟

آلبوم که به‌هیچ‌وجه؛ اصلاً. اصلاً نمی‌خواهم و البته منطقی هم نیست که این روزها آلبوم بیرون بدهیم.

کنسرت هم نخواهید داشت؟

همه اینها به شرایط پیش رو بستگی دارد. در زمینه کنسرت تاکنون که اتفاقی نیفتاده و برنامه‌ای چیده نشده است. البته یک‌سری حرف‌ها هست که احتمالاً تا یک ماه و نهایت تا یک ماه‌ونیم دیگر مشخص خواهد شد.

می‌توانید روشن و صریح توضیح دهید که چرا با این قاطعیت از منطقی و ممکن‌نبودن تولید آلبوم حرف می‌زنید؟

یک آلبوم خوب، اگر بخواهید از شعر و آهنگ خوب و نوازندگان درست‌وحسابی و حرفه‌ای استفاده کنید، بین سیصد تا چهارصدمیلیون تومان هزینه دارد. حالا این هزینه‌های بالا را بگذارید کنار عواملی مانند نبودن قانون کپی‌رایت و البته فرهنگ اجتماعی که مردمش سخت‌شان است برای دیدن و شنیدن آثار هنری دست در جیب کنند و پول بپردازند. در چنین شرایطی با هر نوع نگاهی می‌توان به این نتیجه رسید که انتشار آلبوم چیزی جز دور ریختن پول و سرمایه نیست.

بله؛ اتفاقاً در همین روزهای اخیر یکی از تهیه‌کنندگان موسیقی آمار ناراحت‌کننده‌ای ارائه داد و گفت که فروش فیزیکی آلبوم‌ها، حتی آلبوم‌های خوانندگان مطرح و شناخته‌شده به حول‌وحوش هزار نسخه رسیده است.

می‌بینید! آفتاب آمد دلیل آفتاب. وقتی کارها فروش نمی‌رود، برای هنرمند دلیل و انگیزه‌ای نمی‌ماند جز کناره‌گیری و تازه اگر مثل من پوست‌کلفت باشد، بیرون نشستن و منتظر فرصت مناسب برای حضور دوباره ماندن و به همان حضور گهگاهی قناعت‌کردن.

می‌توانید دلایل این شرایط را تحلیل کنید؟

این‌جور موقعیت‌ها و شرایط یک دلیل مشخص و منحصربه‌فرد ندارد که به آن اشاره کرد و تمام. وقتی شرایطی چون موقعیت امروز بازار موسیقی پیش می‌آید، طبیعی است فکر کنیم که یک‌سری عوامل و عناصر در کنار هم و با اثر متقابلی که روی هم گذاشته‌اند، شرایطی چنین نابسامان را حاصل آورده‌اند.

مثلاً؟

مثلاً نبود کپی‌رایت. مثلاً کم‌دانشی و البته کم‌توانی یا ناتوانی بخش خصوصی در موسیقی. مثلاً سیطره یک گروه انگشت‌شمار بر کل بازار موسیقی.

به‌خصوص کپی‌رایت که شاید بشود آن را عامل اصلی تیراژهای پایین آلبوم‌ها دانست.

از این هم بیشتر. در مورد تک‌آهنگ‌ها هم این قضیه وجود دارد، البته به حادی مورد آلبوم نیست. الان به‌دلیل نبود قانون کپی‌رایت، شما هر کاری با هر کیفیتی و با صرف هر هزینه‌ای تولید کنید و به بازار بدهید، در یک چشم به‌هم‌زدن می‌بینید که آلبوم‌تان در این سایت‌های دانلود غیر مجاز دست‌به‌دست می‌شود و کاری هم از کسی برنمی‌آید.

در این زمینه مخاطبان خواننده‌ها هم کم تقصیر ندارند. نه؟

قطعاً. مردم اگر حمایت کنند، حتی اگر هم حمایت نمی‌کنند، این نکته را قبول کنند که دزدی آهنگ چندان فرقی با دزدی‌های دیگر ندارد – چون این هم سرمایه و انرژی و زحمت افرادی است که به تاراج می‌رود – درصد زیادی از معضل دانلودهای غیر مجاز حل خواهد شد. این‌جاست که حرفی را که قبلاً هم زده بودم، یک بار دیگر تکرار می‌کنم که مخاطبی که ادعا دارد هنرمندی را دوست دارد و در عین حال می‌رود و اثر او را دانلود می‌کند، باید به این علاقه شک کرد. این دوست‌داشتن نیست. خیانت است و در میان‌مدت خواننده را زمین می‌زند.

آقای اعتمادی؛ وقتی با کسانی که آهنگ‌ها را از مراکز دانلود غیر مجاز به‌دست می‌آورند، حرف می‌زنیم، می‌گویند که کارها کیفیت لازم را ندارد و ارزش این‌که آدم پایش پول بدهد، ندارد.

خب در مورد کیفیت کارها که من خودم بارها و بارها اعتراض کرده‌ام اما این نافی مسئولیت افرادی که حق خواننده و هنرمند را نادیده می‌گیرند، نیست. انگار شما در بازار در مورد یک جنس بی‌کیفیت، مثلاً یک شلوار بدرنگ این حق را برای خودت قائل باشی که آن را بدزدی. می‌شود؟ معلوم است که نه.

پس این را قبول دارید که کیفیت کارها ضعیف است؟

حتماً. این را که بارها گفته‌ام، حتی به شوخی می‌گویم که آلبوم‌هایی که تولید می‌شود، همان بهتر که تولید نشود.

چرا این‌جوری شده اوضاع؟

همه‌چیز به سیاست‌های کلان بازمی‌گردد. می‌بینیم که کل بازار موسیقی در دست یک عده انگشت‌شمار است و آنها هستند که این هنر و صنعت را می‌چرخانند. افرادی که هم در نهادهای دولتی دست دارند، هم سالن‌های کنسرت را در اختیار دارند، هم فضای رسانه‌ای را دست گرفته‌اند و هم از هر جنبه‌ای که نگاه کنی، دست بالا را دارند. اینها به چنان قدرتی رسیده‌اند که هر کسی را، با هر کیفیتی، دلشان بخواهد بالا می‌برند. پرزنت‌شان می‌کنند، کنسرت‌های پشت سر هم برایشان می‌گذارند و هر کاری که برای مطرح کردن خواننده‌ای لازم باشد، انجام می‌دهند. این یعنی یک بازار ناسالم که حتی اگر هم بدبینانه نخواهیم بگوییم که در پی اهداف یک عده خاصی شکل گرفته، اما این را ناچاریم بگوییم که با سلیقه آن عده حرکت می‌کند.

تلویزیون هم که چنین شرایطی دارد. نه؟

این که درست است اما مهم‌تر از آن این است که در تمام جوامع تلویزیون بهترین فضا برای تبلیغ آثار موسیقی است، اما ما از این امکان محرومیم.

یعنی همه چیز تبلیغ است؟

هم بله و هم نه. فقط از نظر تبلیغ تجاری کار این موضوع را نگفتم. فراموش نکنید که موسیقی و در کل تمام کارهای هنری، پیش از این که فرد ستاره شود، درآمد زیادی ندارد و جوانی که سراغ هنر می‌رود، بیشتر جویای نام است. حالا وقتی قسمت اعظم خوانندگان را تلویزیون نشان نمی‌دهد و همه چیز در اختیار چند چهره معدود است، آیا انگیزه‌ای می‌ماند؟ نبود کپی‌رایت و دانلود غیر مجاز و… این حرفه را از نظر مالی داغان کرده، حالا اگر نام و نشان این کار را هم ازش بگیریم، دیگر چه می‌ماند؟

البته خیلی‌ها در فضای مجازی یک امپراتوری برای خودشان راه انداخته‌اند و ادا و اطوارهایشان بیشتر از سوپراستارهای هالیوودی است.

من با آنها کاری ندارم. آنها از قبیل همان به اصطلاح خواننده‌ای هستند که تهیه‌کننده‌اش پیش چشم مطبوعات و رسانه‌ها رفتاری باهاش کرد که حیرت‌انگیز بود و جناب خواننده هم با پررویی ایستاد و تماشایش کرد و شاید هم تشویقش کرد. خب معلوم است که در چنین فضایی برای کسی چون من کار نباشد. من به چنین افرادی اجازه نمی‌دهم پیش پای من بایستند، چه رسد به این که چنان رفتاری با من داشته باشند.

دوره‌ای که شما، حوالی سال ٧۶ گل کردید، یادتان است؟ آیا واقعاً باور می‌کردید که اوضاع در دو دهه به این‌جا برسد؟

اگر می‌دانستم که اوضاع این‌گونه می‌شود که با آن امیدواری وارد عرصه نمی‌شدیم. آن سال‌ها یک امیدی در من بود که آینده را روشن‌تر و سفیدتر می‌دیدم. اگر چه فضای سیاسی جامعه مه‌آلود بود و معلوم نبود آینده به کجا می‌رود اما در همان شرایط هم آدم امیدهای خود را بارور می‌دید.

شما نخستین نسل خوانندگان پاپ بودید. می‌توانید درباره روندی که باعث شد موسیقی پاپ شکل گرفته و رشد کند، حرف بزنید؟

من نه درباره آن روند که درباره خودم حرف می‌زنم. سال ٧٣-٧٢ یادم است که موسیقی پاپ در سکوت مطلق بود.

و شما وارد میدان شدید.

خیلی سخت بود. همان حوالی ٧٣ بود که با کسانی چون فواد حجازی حرکت را آغاز کردیم. یادم است روی غزلی از حافظ بود. ما با یک انرژی عظیم خودانگیخته وارد میدان شده بودیم. من، فواد حجازی، علیرضا عصار، شادمهر عقیلی و مجید رضازاده.

نسل قدرتمندی بود و همه در زمان خودشان دیده شدند.

بله؛ البته موانع همچنان وجود داشت. مثلاً یادم است که کارهایم را در رادیو پخش نکردند اما در ارشاد مدیران دلسوزی بودند که سعی می‌کردند به درد موسیقی پاپ بخورند. اما امروز، نه. همه چیز در پول خلاصه می‌شود. در افرادی که همه فضاها را در اختیار دارند. البته همان‌گونه که گفتم اگر بنا را بر فضایی بگیریم که در حال حاضر در آن نفس می‌کشیم، من خیلی‌خیلی خوشحالم که در این وادی که لیاقت آثار من و امثال من را ندارد، حضور پررنگی ندارم.

خواننده پاپ بار دیگر در بیمارستان بستری شد

مدیربرنامه‌های بهنام صفوی بار دیگر از بستری شدن این خواننده در بیمارستان خبر داد.

رضا فوادیان مدیر برنامه های بهنام صفوی در خصوص آخرین وضعیت بهنام صفوی گفت: بهنام صفوی طی پانزده روز گذشته به علت وخیم شدن وضعیتش برای درمان به بیمارستانی در اصفهان منتقل و بستری شد.

وی در همین راستا ادامه داد: بعد از مدت‌ها که وضعیت جسمانی بهنام صفوی پایدار بود به دلیل کاهش اکسیژن خون و همچنین ضعف جسمانی و کسالت به این بیمارستان در اصفهان منتقل شد و همچنان در همین بیمارستان بستری است.

مدیر برنامه‌های بهنام صفوی با اشاره به وضعیت کنونی وی تاکید کرد: خوشبختانه بعد از این دوره از درمان و بستری شدن هم اکنون حال بهنام بسیار بهتر از قبل شده و دوباره وضعیت نسبتاً پایداری را پیدا کرده است.

فوادیان درباره وضعیت هوشیاری بهنام صفوی اظهار کرد: بهنام صفوی در طول مدت زمان درمان بیماری اش کاملا در حالت استراحت است و به دلیل مصرف روزانه دارو برای درمان هوشیاری کاملی ندارد. به همین دلیل زیاد به گپ و گفت نمی نشیند که از وضعیت روحی وی بتوانم اطلاعات دقیقی بدهم.

وی درباره زمان ترخیص این خواننده پاپ اضافه کرد: واقعیت امر اینکه چه زمانی بهنام صفوی از بیمارستان مرخص شود به تشخیص کامل پزشکان است اما با توجه به بهبود روند درمانی و پایدار شدن وضعیتش به احتمال فراوان به زودی مرخص شده و بار دیگر برای مراقبت و نگهداری به خانه منتقل خواهد شد.

فوادیان خاطرنشان کرد: طی این مدت که بهنام در خانه پدری مراقبت و نگهداری می شود بسیاری از دوستان پیگیر وضعیت وی شدند و خوانندگانی مثل سیروان و زانیار خسروی به ملاقات وی آمده اند.

تمبک قجری ساخته شد

تمبکی با الهام از تمبک دوره قاجار در راستای حفظ، احیا و اشاعه هنر های سنتی ایران، توسط سید محمد طباطبایی هنرمند کارگاه ساز پژوهشکده هنرهای سنتی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری ساخته شد.

از روابط عمومی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، سید عبدالمجید شریف زاده این خبر گفت: مطالعه و ساخت این تمبک توسط این هنرمند با درجه یک هنری که سابقه ۲۰سال ساخت ساز را در کارگاه ساز پژوهشکده هنرهای سنتی دارد صورت گرفته است.

وی با بیان اینکه تاکنون اغلب سازهای دوره قاجار مانند تار، سه تار، سنتور و کمانچه نمونه سازی شده افزود: تا پیش از این اقدامی برای ساخت تمبک این دوره و زنده کردن این هنر انجام نشده بود.

شریف زاده تصریح کرد: از اینرو با استفاده از منابع تصویری، تحقیق میدانی، مصاحبه با اساتید این رشته و الهام از تمبک های موجود در موزه های تهران این ساز در کارگاه ساز پژوهشکده هنر های سنتی ساخته شد.

رئیس پژوهشکده هنر های سنتی پژوهشگاه ،گفت: جنس این ساز از چوب گردو و تکنیک ساخت آن به صورت دو تکه است که از لحاظ فنی قدری مشکل تر از ساخت تمبک یکپارچه می باشد.

وی در پایان اظهار داشت: برای نزدیک تر شدن این تمبک به فرم تمبک های ساخته شده دردوره قاجار، پس از پایان مراحل ساخت تمبک در اختیار کارگاه خاتم قرار گرفت تا قسمت هایی از ساز با هنر خاتم مزین شود.

نخستین «جشنواره ملی آواها و نواهای آیینی ایثار» برگزار می‌شود

مدیرکل امور هنری بنیاد شهید و امور ایثارگران اعلام کرد: نخستین «جشنواره ملی آواها و نواهای آیینی ایثار» نیمه دوم آبان ماه سال جاری به میزبانی استان بوشهر در بخش‌های مختلف هنری برگزار می‌شود.

 سید مرتضی حسینی با اعلام این خبر گفت: این جشنواره به میزبانی استان بوشهر در بخش‌های موسیقی نواحی سنتی و آئینی شامل مولودی خوانی، مرثیه خوانی، توسل خوانی، بیت خوانی (ویژه شهدای نوجوان)، منظومه خوانی، منقبت خوانی، چاوشی خوانی، شروه خوانی، پیشخوانی های تعزیه موسیقی آوازی برگزار می‌شود.

وی تاکید کرد: در این جشنواره که برای نخستین بار و در نیمه دوم آبان ماه سال جاری برگزار می‌شود بخش ویژه ای برای حضور گروه‌های منتخب سرود شاهد و ایثارگر در نظر گرفته شده است.

مدیر گروه تلویزیونی شاهد خاطرنشان کرد: اولویت‌های اداره کل امور هنری بنیاد در خصوص تولید آثار در حوزه موسیقی، فیلم، تئاتر، محورهای ایثار اجتماعی، سبک زندگی ایثارگرانه و پرداختن به زندگی شهدای مدافع حرم است.

گفتنی است فراخوان نخستین جشنواره ملی آواها و نواهای آئینی ایثار طی روزهای آینده منتشر خواهد شد.

«داستان‌پردازی موسیقایی ایران» کتاب شد/ روایتی برآمده از تاریخ

پژوهشگر پیشکسوت موسیقی اقوام ایران در تشریح تازه‌ترین فعالیت‌های خود از انتشار یک کتاب پژوهشی در حوزه داستان‌پردازی و موسیقی خبر داد.

هوشنگ جاوید پژوهشگر صاحب‌نام موسیقی اقوام ایران ضمن اعلام این خبر افزود:

طی ماه‌های گذشته مشغول کارهای مختلفی بوده‌ام که یکی از مهم‌ترین آنها مربوط به انتشار کتابی در حوزه نقالی و داستان پردازی و ارتباط آن با موسیقی است که با نام «سیری در تاریخ داستان‌پردازی آوازی و موسیقایی ایران» توسط انتشارات سوره مهر در دسترس مخاطبان قرار گرفته است.

وی ادامه داد: این کتاب که هم اکنون جلد اول آن وارد بازار شده دربرگیرنده نکات جالب‌توجهی در حوزه موسیقی است که من تلاش کردم ضمن بررسی دقیق و مستندی که در این حوزه انجام دادم در ابتدا به ریشه‌های نقل، نقالی و داستان پردازی در ایران تا شروع عصر صفوی پرداخته و وجوه موسیقایی آن را به مخاطبان بشناسانم.

این در حالی است که بررسی حوزه نقل و شاهنامه خوانی و تعریف مبانی این حوزه با معرفی داستان‌پردازان و پدیدآورندگان نقالی هم در وجوه موسیقایی و هم در وجوه نمایشی یکی از دیگری از نکاتی بود که در این کتاب به آن پرداخته‌ام.

این پژوهشگر صاحب‌نام موسیقی اقوام ایران در بخش دیگری از صحبت‌های خود گفت: یکی از نکات مهمی که در این کتاب وجود دارد توجه به مبانی مهم حوزه‌هایی چون نقالی، شاهنامه خوانی و داستان پردازی در ایران با در نظر گرفتن وجوه موسیقایی و نمایشی آن است که در این حوزه تلاش شده با ذکر جزئیات مواردی گفته شود که تاکنون کمتر در دسترس پژوهشگران و مخاطبان این عرصه قرار گرفته است.

این در حالی است که به دلیل جامعیت موضوع و اهمیتی که می‌تواند برای مخاطبان داشته باشد ما یک مجموعه چند جلدی را برای انتشار کتاب در نظر گرفته‌ایم.