چرا ۸۰ درصد مردم کنسرت نمی‌روند؟

۸۰ درصد مردم ایران اصلا به کنسرت نمی‌روند؛ این نتیجه آخرین نظرسنجی ایسپا درباره یکی از اقلام سبد فرهنگی مردم است. اگر به دنبال چرایی این موضوع برویم متوجه می‌شویم یکی از دلایل اصلی کنسرت نرفتن مردم، به گرانی بلیت‌ کنسرت‌ها برمی‌گردد.

 در بازه زمانی دو، سه ماه اخیر ۴۵ تا ۵۰ هزار تومان حداقل قیمتی است که باید برای حضور در یک کنسرت پرداخت؛ البته با این هزینه نباید انتظار داشته باشید جایگاه و موقعیت خوبی در سالن نصیبتان شود. با این حال برخی اوقات این مبلغ حداقلی به ۳۰ هزار تومان هم رسیده اما موارد بسیار کمی را شامل می‌شود.

بالاترین قیمت بلیت در سامانه‌های بلیت‌فروشی نیز معمولاً ۱۶۵ تا ۱۷۵ هزار تومان است؛ اگر از بازار سیاه برخی کنسرت‌ها چشم‌پوشی کنیم، گاهی سقف قیمت در فروش رسمی بلیت‌ها به ۲۰۰ یا ۳۰۰ هزار تومان نیز می‌رسد.

یکی از جامعه هدف‌های اصلی کنسرت‌ها قشر دانشجو است که شاید از درآمد چندانی برخوردار نباشد و اگر کنسرت‌ها گران شود کم کم می‌تواند به حذف این جامعه هدف منجر شود.

نزدیک به یک سال پیش بود که همایون شجریان جرقه برگزاری کنسرت رایگان خیابانی را زد و خوانندگان دیگری هم برای انجام چنین کاری اعلام آمادگی کردند اما در نهایت این طرح به تعداد محدودی کنسرت رایگان یا ارزان منجر شد و قوت چندانی نگرفت.

کنسرت‌ها تا به امروز برنامه‌ای ارزان برای عموم مردم محسوب نمی‌شدند؛ با این حال قانون جدیدی پا به عرصه موسیقی گذاشته و اهالی این هنر را نسبت به گران‌تر شدن بلیت‌های کنسرت نگران کرده است.

مصوبه مجلس می‌گوید وزارت ارشاد ۱۰ درصد بهای بلیت کنسرت‌ها را در تهران و کلانشهرها اخذ و آن را به خزانه‌داری کل کشور واریز کند.

عده‌ای از اهالی موسیقی نسبت به این مصوبه واکنش نشان داده و اعتراض کردند. گفته می‌شود این قانون سبد نسبتاً خالی از فرهنگ این روزهای مردم را خالی‌تر هم می‌کند و چه بسا در حوزه‌های کم مخاطب‌تر موسیقی هنرمندان متحمل فشار شوند.

بردیا کیارس آهنگساز و رهبر ارکستر درباره این قانون می‌گوید: این چه اتفاق بامزه‌ای است که درباره کنسرت‌ها رخ داده است؟ اینکه ۱۰ درصد فروش بلیت‌ها باید به دولت پرداخت شود؛ خیلی جالب و نوبرانه‌ترین خبری است که آدم می‌تواند بشنود.

یک هنرمند برای برگزاری یک کنسرت کلاسیک باید تمام هزینه‌های تمرین، سالن و تجهیزات را تقبل کند؛ آن وقت ۱۰ درصد بهای ناچیزی را که از فروش بلیت به او می‌رسد باید به دولت بدهد.

بهنام صفوی درگذشت

بهنام صفوی خواننده موسیقی پاپ ایران بعد از مدتها مبارزه با سرطان دقایقی قبل در اصفهان در گذشت.

رضا فوادیان مدیر برنامه های بهنام صفوی دقایقی قبل در پیامی خبر درگذشت بهنام صفوی را اعلام کرد. متن پیام فوادیان به شرح زیر است:

پسر مودب موسیقی ایران و خالق آلبوم های «عشق من باش»،«آرامش»،«فوق العاده» و «معجزه» دقایقی قبل و در نهایت ارامش در اصفهان برای همیشه ارام گرفت.

بهنام صفوی (۱۵ تیر ١٣۶٢ – ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۸) ، خواننده موسیقی پاپ ایرانی بود. وی پس از تولد به بندر ماهشهر رفته و تا ۱۶ سالگی در آنجا زندگی کرده است. تحصیلاتش در مقطع کارشناسی رشتهٔ مهندسی عمران است و در تهران زندگی می کرد. موسیقی را از دوران کودکی با ساز پیانو به صورت خودآموز آغاز کرد؛ سپس به فراگیری سازهای کوبه‌ای پرداخت.

نخستین آلبومش را با نام عشق من باش در سال ۱۳۸۸ روانه بازار کرد. وی در سال ۱۳۸۵ قطعه تمنا را منتشر کرد که مورد استقبال قرارگرفت و همین انگیزه‌ای برای تولید آلبوم اولش (عشق من باش) شد. صفوی یکی از ستارگان موسیقی پاپ ایران بود که طرفداران زیادی داشت و نام های هنری چون پسر مودب موسیقی ایران و سلطان آرامش به او داده می شد.

وی از سال ۱۳۹۲ دچار ضایعهٔ مغز شده بود که با پیشرفت این بیماری در صبح ۲۹ تیرماه ۱۳۹۴ مجبور به عمل جراحی شد. بعد از این جراحی در ایران بهبود یافت و حتی آلبوم جدید خودش به نام «معجزه» را هم منتشر و کنسرت‌ها و اجراهای متعددی را هم برگزار کرد. همچنین چندین تک آهنگ را هم بعد از این جراحی منتشر کرد ولی در سال ۱۳۹۶ دوباره بیماری تشدید شد و این بار او برای درمان به آلمان سفر کرد.

بهنام صفوی بعد از عمل جراحی به ایران بازگشت. اما ۲۳ اردیبهشت ماه در شهر اصفهان بواسطه این بیماری و عوارض ناشی از پرتو درمانی تسلیم مرگ شد.

در چند سال گذشته هنرمندان جوان دیگری نیز تسلیم بیماری سرطان شدند که شاهرخ پورمیامین نوازنده گیتار و آهنگساز، مرتضی پاشایی خواننده پاپ، پیتر سلیمانی پور آهنگساز و نوازنده از آن جمله بودند.

مخاطب امروز حوصله شنیدن نیم ساعت پیش‌درآمد ندارد

خواننده موسیقی ایرانی با اشاره به تغییر در سلایق مخاطبان گفت: نباید از مخاطب امروز انتظار داشت برای شنیدن یک قطعه نیم ساعت زمان صرف کند تا پیش‌درآمد تمام شود.

سید محمد معتمدی (زادهٔ ۲ مهر ۱۳۵۷)، خواننده ایرانی، از شاگردان حمیدرضا نوربخش در آواز و دانش‌آموخته رشته کارگردانی است.وی فراگیری آواز و ساز نی را به صورت خودآموز از نوجوانی آغاز کرد و از سال ۱۳۷۶ به فراگیری شیوه آواز طاهرزاده نزد حمیدرضا نوربخش رو آورد.

معتمدی به دلیل علاقه‌ به مکتب آواز اصفهان، همزمان به تمرین و الگوبرداری از آواز اساتیدی؛ چون تاج اصفهانی و ادیب خوانساری پرداخت و در این مسیر از راهنمایی کسانی چون مرحوم دکتر حسین عمومی و علی‌اصغر شاه‌زیدی استفاده کرد.

او تاکنون با گروه‌های متعددی همکاری کرده که از جمله آنها می‌توان به گروه خورشید (مجید درخشانی)، همنوازان شیدا (محمدرضا لطفی)، ارکستر ملی ایران (فرهاد فخرالدینی)، هم آوایان (حسین علیزاده) و گروه ادیب (که خود پایه‌گذار آن است) اشاره کرد.

معتمدی در سال ۲۰۱۳ میلادی از سوی رادیو دولتی فرانسه به عنوان خواننده برگزیده سال انتخاب شد و جایزه فرانس موزیک ۲۰۱۳ را دریافت کرده ‌است.

او سابقه همکاری با ارکستر ملی ایران به رهبری فرهاد فخرالدینی، گروه هم آوایان به سرپرستی حسین علیزاده، ایفای نقش در اپرای مولوی، اپرای حافظ، اپرای عاشورا، اپرای سعدی و اپرای خیام را دارد و در هر چهار اپرای مولوی، حافظ، سعدی و خیام ایفاگر نقش اصلی بود.

صحنه دیدار شمس و مولانا از اپرای مولوی که در آن محمد معتمدی در نقش مولوی و همایون شجریان در نقش شمس به هنر نمایی می‌پردازند، از جمله موفق‌ترین سکانس‌های این اپراهای عروسکی است که با استقبال چشم‌گیر هنردوستان مواجه شد.

در میان خوانندگان موسیقی ایرانی محمد معتمدی نگاه خاص و عمیق تری به نوآوری دارد؛ نگاه تازه و گاهی ساختارشکنی که او را در معرض انتقادها قرار داده و از طرفی هواداران بسیاری برای این نگاه یافته است.

گفت وگوی خبرنگار موسیقی ایرنا را با این هنرمند بخوانید؛

– ایرنا: با نگاهی به آثار شما از گذشته تاکنون می‌توان دریافت هنرمندی هستید که به نو آوری نگاه ویژه ای دارید. این تفکر تا کنون با مخالفت هایی روبرو بوده است؟

– معتمدی: در حقیقت حرف من با مخالفان تفاوتی ندارد، من هم معتقدم موسیقی با مفهوم سنتی آن باید حفظ شود ولی اینکه انتظار داشته باشیم همه مخاطبان با این موسیقی ارتباط برقرار کنند و یک ربع پیش درآمد و یک ربع ساز و آواز گوش کنند به نظر من انتظاری غیرواقعی است.

اما می‌توان همان جملات ساز آوازها را با همان روند ملودیک و برگرفته از ردیف دستگاهی به صورت ملودی هایی تنظیم و تصنیف کنیم که کمی به لحاظ زمانی و رنگ آمیزی و تنظیم مناسب با ذائقه مخاطب امروزی باشد.

– ایرنا: چند سالی است در موسیقی ایرانی با ضعف ملودی سازی روبرو هستیم و چندان شاهد خلق ملودی های ماندگار نیستیم، این ضعف را می پذیرید یا آن را یک جریان در هنر اجتماعی می بینید.

– معتمدی: این حرف را قبول دارم. اما مطلق نیست، امروز هم ملودی نویس های خوب داریم. اما هنرمندان جوان ما امروزه رسانه متمرکزی برای نشر آثار موسیقی ندارند. این هنرمندان باید با صفحات شخصی خود با موسیقی هایی رقابت کنند که قدرت چندانی ندارند؛ اما از رسانه های قدرتمندی پخش می شوند.

– ایرنا: در انتشار آثار خود از فضای مجازی بهره زیادی می برید. از طرفی این روش با توجه به رعایت نشدن قانون کپی رایت به اقتصاد موسیقی ضربه می زند.

– معتمدی: بیشتر سعی کردم با توجه به موقعیت شخصی خود کار را پیش ببرم، فضای حاکم بر موسیقی و تهیه کنندگی در این چند سال از من حمایتی نکرد. تلاش کردم آثارم را به هر شکل به گوش مخاطبانم برسانم.

اما تا زمانی که قانون کپی رایت به صورت رسمی تدوین و تصویب نشود نمی توان نگاه اقتصادی به این جریان داشت. سعی کردم آثارم را آزاد در اختیار مخاطبان قرار دهم، آنها را محدود به خرید اینترنتی نکنم و خودم هم چشمداشتی به درآمد از این طریق نداشته باشم. نگاه اقتصادی و درآمد خود را منوط به برپایی کنسرت کنم.

– ایرنا: خود را هنرمندی می دانید که چندان از حمایت تهیه کنندگان برخوردار نبود، علت این نبود ارتباط را چه می دانید؟

– معتمدی: وقتی وارد عرصه موسیقی شدم در جامعه برنامه ریزی هایی برای ظهور و مطرح شدن ستاره ها شده بود. من که جوان بودم و بدون حامی و از کاشان به تهران آمده بودم، جایی در این برنامه های از قبل تدوین شده نداشتم. به همین دلیل همیشه در مسیر هنری خود با مخالفت ها و کارشکنی هایی روبرو بودم و در تمام این مدت سعی در غلبه بر این موانع داشتم.

رهبر ارکستر بورلی هیلز در تهران

معاون آموزشی کنسرواتوار تهران از برگزاری مستر کلاس رهبری ارکستر سمفونیک در تهران با حضور رهبر ارکستر سمفونیک بورلی هیلز آمریکا خبر داد.

راضیه معافی معاون آموزشی کنسرواتوار تهران در گفت‌وگو با خبرنگار موسیقی ایرنا گفت: این کنسرواتوار قصد دارد به منظور ارتقای سطح موسیقی آکادمیک در ایران دوره آموزشی سه روزه ای را با عنوان «مسترکلاس رهبری ارکستر و شناخت موسیقی ایرانی و جهانی و شناخت آهنگسازی» برگزار کند.

وی در باره مدرس این دوره آموزشی گفت: مدرس این مستر کلاس سه روزه دکتر مهران تبیانی رهبر ارکستر سمفونیک بورلی هیلز آمریکا خواهد بود.
معافی گفت: این دوره آموزشی در سه روز ۲۲، ۲۴ و ۲۶ اردیبهشت در محل کنسرواتوار تهران برگزار خواهد شد.

معاون آموزشی کنسرواتوار تهران در باره شرح درس این دوره آموزشی توضیح داد: شرکت کنندگان در این دوره با مباحثی نظیر رهبری ارکستر سمفونیک در ایران، موسیقی مودال، تنال، مقامی و شناخت انواع موسیقی در ایران بصورت آکادمیک تحت تعلیم قرار خواهند گرفت.

وی درباره سابقه مدرس این دوره آموزشی گفت: تبیانی اولین ایرانی دارنده تحصیلات دانشگاهی در رشته رهبری ارکستر سمفونیک از دانشگاه ایالتی کالیفرنیا و موسس و مدیر آکادمی موسیقی بورلی هیلز است

آلبوم سوییت سمفونی «زندگی» منتشر شد

سوییت سمفونی «زندگی» به آهنگسازی عباس علوی و تنظیم حسین کاج از سوی موسسه «راوی» با طراحی جلد سهیل حسینی توسط پخش جوان به فروشگاه‌های معتبر محصولات فرهنگی هنری عرضه شد.

سوییت سمفونی «زندگی» به آهنگسازی عباس علوی و تنظیم حسین کاج از سوی موسسه «راوی» با طراحی جلد سهیل حسینی توسط پخش جوان به فروشگاه‌های معتبر محصولات فرهنگی هنری منتشر و عرضه شد.

آلبوم «زندگی» شامل پنج موومان است که موومان اول آن در ۱۳۹۷ با رهبری شهداد روحانی در کنسرت شب ایرانی ارکستر سمفونیک تهران در تالار وحدت اجرا شد . این قطعه ضرب آهنگی پرشور و رنگ و بویی ایرانی دارد . موومان‌های بعدی بیانگر فصل‌های دیگری از زندگی به روایت عباس علوی است .

موومان‌ها به تربیت با اسامی: «سرخوشی»، «گم گشتگی»، «پویایی»، «عشق و شکوفایی» و «مارش ِ رقص» بیانگر حالات روحی و اجتماعی مردمان این سرزمین است.

عباس علوی متولد ۱۳۲۱ تهران تحصیلات عالیه در رشته مالی و حسابداری دانشکده نفت دارد و در کلاس‌های شبانه هنرستان عالی موسیقی تهران نزد اساتید برجسته ویلن و آهنگسازی آموخته است.

حسین کاج نیز متولد ۱۳۶۰ تهران سالها نزد اساتید فرهاد فخرالدینی، احمدپژمان و علی رهبری مبانی موسیقی کلاسیک غربی آموخته و سازهای پیانو، گیتار ، تار و سه تار را بدرستی می‌نوازد. سپس مبانی و اصول اجرای رهبری را نزد شریف لطفی، پروفسور ارول اردینچ و پروفسور منوچهر صهبایی, پروفسور یان شوماخر در دانشگاه گوته فرانکفورت تکمیل کرد.

آلبوم «نشو» رونمایی شد/ زندگی در دوران مرگ مولف

مراسم رونمایی از آلبوم موسیقی «نشو» کاری از رامین وطن نیا جمعه بیستم اردیبهشت ماه با حضور محمدرضا درویشی و تعدادی دیگر از هنرمندان برگزار شد.

مراسم رونمایی از آلبوم «نشو» با هنرمندی رامین وطن نیا جمعه بیستم اردیبهشت ماه با حضور محمدرضا درویشی و تعدادی دیگر از هنرمندان در مجموعه شهر کتاب اکباتان تهران برگزار شد.

صادقی چراغی پژوهشگر موسیقی نواحی ایران در ابتدای این برنامه گفت: به رامین وطن نیا برای طی کردن دشواری‌ها و رسیدن به انتشار این آلبوم تبریک می‌گویم. ما در دوران مرگ مؤلف به سر می‌بریم و من امیدوارم این اولین و آخرین اثرِ رامین وطن‌نیا نباشد چرا که وارد شدن به جَرگه مؤلفان دشوار و ماندن در این عرصه دشوارتر است.

وی با بیان اینکه مؤلفان، ایرادِ کارهایشان را در بازخوردهایِ آمده از سوی مخاطبان متوجه می‌شوند، توضیح داد: تولید چنین اثری بسیار دشوار است. من خودم تا کنون جرأت نکرده‌ام اثر بی کلامی منتشر کنم اما امروز بسیار خوشحالم که همه ما اینجا گرد آمده‌ایم تا تولد یک اثر هنری را جشن بگیریم.

رامین وطن نیا آهنگساز آلبوم «نشو» نیز در این برنامه پیرامون تازه‌ترین اثرش توضیح داد: بیشتر قطعه‌های این آلبوم ارکستراسیونی براساس کوارتت دارند. سازهایی مانند چهار درخت در کنار هم قرار می‌گیرند که البته سازبندی‌ها در قطعه‌های مختلف عوض می‌شود. این آلبوم هفت قطعه دارد که ۲ قطعه آخر را یک ماه و نیم قبل از انتشار ساخته‌ام.

این هنرمند در ادامه صحبت‌هایش به بیان توضیح‌هایی درباره هر کدام از قطعه‌های آلبوم «نشو» پرداخت و گفت: «لالایی» را در سوگ پدربزرگم ساختم. در این اثر صدای ارکستری زهی با تکنوازی کلارینت را می‌شنوید که کلارینت در بستر ارکستر زهی لالایی را فریاد می‌زند.

«بلوچی» نیز قطعه‌ای است که موسیقی‌اش سه قسمت دارد. بخش نخست آن ریتمیک است و حرکات آئینی بلوچی را روایت می‌کند. در ادامه فضایی تعلیق مانند را می‌شنویم و پس از آن وارد موسیقی با حرکت می‌شویم.

دلیل ایجاد یک فضای تعلیق گونه هم این بود که الانِ بلوچستان و دشت‌های خاصش بیشتر فضایی تخت و بدون حرکت و تعلیق مانند را برایم تداعی می‌کند و نمی‌دانم چقدر درست است یا نه اما دوست داشتم تجربه‌اش کنم.

وی در پایان بیان کرد: درباره قطعه «صیرورت تا ۲۷.۷» هم باید بگویم صیرورت به معنی از بودن تا شدن است. زمانی که این قطعه را ساختم دقیقاً بیست و هفت سال و هفت دهم سال از عمرم گذشته بود و قطعه با فضایی‌گنگ و تعلیق مانندی شروع می‌شود، چرا که پیش از تولد رو نمی‌دانم چگونه بوده، پس با صدای قلب و صداهای گنگ درون رحم شروع می‌شود و سپس تولدم و دوران کودکی و در ادامه موسیقی الکترونیکی می‌شنویم که سفر به تهران را روایت می‌کند.

قدردانی از مقام هنری محمدرضا درویشی آهنگساز و پژوهشگر موسیقی نواحی ایران، پخش چند کلیپ از زندگی هنری رامین وطن نیا بخش‌های دیگر این مراسم را تشکیل می‌داد.

ماجرای «ساسی مانکن»؛ پروژه‌ای برای نفرت‌ یا فرصتی برای تامل؟

در دو سه مدرسه آهنگی آن طرف آبی پخش می‌شود و دانش‌آموزان با آن بالا و پایین می‌پرند؛ این اتفاقی است که ویدئوی آن در فضای مجازی مانند یک بمب ترکید و واکنش‌های زیادی را به همراه داشت؛ واکنش‌هایی به‌شدت متضاد که به نظر می‌رسد آن قدر با شتاب و احساس آمیخته‌اند که شاید تامل در لایه‌های مستتر آن را ناممکن ساخته‌اند.

علی مطهری نایب رئیس مجلس هم نسبت به این ماجرا واکنش نشان داد و اظهار کرد: «اینکه در مدرسه‌ای ترانه‌ای با محتوای بسیار سخیف آن هم با ساز و آواز و بزن و بکوب اجرا کنند و دانش آموزان را وادار به حرکات خاصی کنند، آن هم در ساعت رسمی مدرسه، قابل قبول نیست و وزیر آموزش و پرورش باید پاسخ دهد.

نماینده مردم تهران در مجلس ادامه داد: به عقیده بنده مدیران مدارس باید بلافاصله برکنار شوند. این مسئله قابل تحمل نیست. مخصوصاً با توجه به محتوایی که خوانده می‌شود معلوم است برنامه‌ریزی شده است. چطور آموزش و پرورش ما تا این حد غافل است؟»

آیت‌الله مکارم شیرازی نیز در این زمینه گفت: «اگر بخواهیم بدانیم که خطر این مسائل فرهنگی تا کجا پیش رفته است می‌توان به مساله موسیقی سخیف و رکیکی که در مدارس توسط بچه‌ها و نونهالان خوانده شده است، نگاه کرد.

تأسف بار است که آهنگی چنین سخیف با الفاظی رکیک پخش شود و نونهالان در مدارس با هم برقصند؛ نباید در مقابل این مسائل سکوت کرد زیرا اگر سکوت کنیم فردا قطعاً شرایط بدتری پیش رو خواهیم داشت.»

مسؤولان وزارت آموزش و پرورش هم در واکنش‌هایی که با سرعت به‌نسبت بالایی همراه بود، از نیروی انتظامی خواستند که به این موضوع وارد شود، در ادامه هم از قوه‌ی قضائیه برای دخالت در موضوع دعوت شد.

در این میان، طیفی معتقدند تهیه کلیپ پخش آهنگ ساسی مانکن در مدرسه اتفاقی نبوده و در ادامه یک جریان مداوم با هدف نفرت‌پراکنی در میان مردم رخ داده است.

درواقع در شرایطی که جامعه با بحران‌های پرشماری ازجمله مسائل اقتصادی و عدالت اجتماعی مواجه است، پخش یک کلیپ که به واکنش‌های مسؤولان منجر می‌شود، ذهنیتی را در مردم شکل می‌دهد که به شکاف بین آنان و مسؤولان می‌انجامد.

شاهد این مدعا هم شدت ادبیات توأم با نفرت موجود در فضای مجازی به این واکنش‌های مسؤولان است که نشان می‌دهد اگر فکری در پس این حرکت – با احتمال از پیش طراحی شده بودن – وجود داشته، در تحقق هدف خود به‌نست موفق شده است.

اما از این‌ها که بگذریم، از منظری دیگر، برخی هم معتقد هستند، چنین اتفاقی در نتیجه توجه نکردن آموزش و پرورش به مقوله موسیقی مورد تأیید در مدرسه‌ها است به وجود آمده است.

رضا مهدوی – کارشناسی موسیقی – در این زمینه می‌گوید: ما در کشور تولیدات موسیقایی شاد داریم اما در مدارس پخش نمی‌شود. سرود در مدارس از بین رفته و به عنوان ماده درسی وجود ندارد.

معلمان ساعت هنر را نادیده می‌گیرند و آن را به رشته‌های دیگر اختصاص می‌دهند. با این وضعیت بچه‌ها هم هرچه را در خارج از مدرسه می‌شوند تقلید می‌کنند و به حافظه می‌سپارند.

او ادامه می‌دهد: ما تا پایه نهم تحصیلی در زمینه مبانی نظری آشنایی موسیقی کتاب نوشتیم اما در رأس آموزش و پرورش به این مقوله توجه نمی‌کنند. چارچوبی برای این موضوع وجود ندارد و خستگی ذهنی برای دانش‌آموزان به وجود می‌آید. ما نمی‌توانیم آن‌ها را مقصر بدانیم. ما خوراک مناسب هنری و موسیقایی برای بچه‌ها تدارک ندیده‌ایم.

این نوازنده سنتور همچنین بیان می‌کند: رِنگ‌های بسیار زیبا و مفرحی در موسیقی دستگاهی وجود دارد که می‌تواند برای دانش‌آموزان مورد استفاده قرار بگیرد. سرود به ضرس قاطع باید به عنوان ماده درسی در مدارس وجود داشته باشد.

وقتی سرودهای خوب با بچه‌ها تمرین شود ذهنشان مملو از ترانه‌های خوب می‌شود. در قدیم کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بهترین نمونه‌های الگویی را ارائه می‌داد اما سالهاست که بخش موسیقی و تولیدات موسیقاییش تعطیل شده است.

مهدوی تاکید می‌کند: بچه‌ها در فعالیت‌های جمعی نشاط و موسیقی مناسب می‌خواهند باید به آن‌ها توجه کرد. معاونت پرورشی وزارت آموزش و پرورش باید خود را ملزم به سفارش تولید اثر خوب در شعر و ترانه و موسیقی بداند و ساعات فوق‌برنامه‌ای را در هفته برای این امر بگنجاند.

او اظهار می‌کند: وقتی در برنامه‌های پربیننده سیما از نمونه‌های موسیقی پاپ وارداتی حمایت می‌شود طبیعی است که مخاطبان در هر گروه سنی تصور می‌کنند آنچه از طریق تلویزیون می‌بینند می‌توانند مشابه آن را بهره‌برداری کنند.

این کارشناس رسانه می‌گوید: ما موسیقی‌های برنامه کودک دهه شصت را از دست داده‌ایم بالطبع خوراک مناسبی از صدا و سیما در این زمینه تولید نمی‌شود اما بخش خصوصی تلاش خود را می‌کند که نیازمند حمایت است.

از سویی سید محمد طباطبایی – کارشناس فرهنگی – نیز در بخشی از یادداشت خود در فضای مجازی با محوریت این موضوع نوشته است: «وقتی موسیقی در مدارس ما، هیچ، تاکید می‌کنم، “هیچ” جایگاهی ندارد، شبکه‌های ماهواره‌ای و فضای مجازی سلیقه موسیقایی نسل تازه را شکل می‌دهد.

اگر در گذشته ضرورت پرداختن به موسیقی در مدارس به اندازه حالا احساس نمی‌شد، دلیلش این بود که در دهه‌های قبل نه ماهواره بود، نه فضای مجازی.

اما حالا شرایط تغییر کرده است و اگر ما فکری برای معرفی موسیقی خوب به نسل تازه و عادت دادن گوش کودکان به این نوع از موسیقی نکنیم به طور حتم ابزارهای جدید ارتباطی نظیر ماهواره و فضای مجازی در این حوزه نقش بازی خواهند کرد. سوالم از وزیر محترم آموزش و پرورش، وزاری پیشین و تمامی مسئولان حوزه آموزش و پرورش است؛ چه کاری در حوزه موسیقی در مدارس کرده‌ایم که حالا انتظار داریم کودک ما در مدرسه با ساسی مانکن لذت نبرد؟»

«آوای موج» در رودکی شنیده می‌شود/ اجرای «آیان» و «پایار» در وحدت

گروه‌های «آوای موج» به سرپرستی محسن آقایی، «پایار» با خوانندگی سعید خوانساری و «آیان» به سرپرستی هژیر مهر افروز طی روزهای آینده در تالارهای وحدت و رودکی کنسرت می‌دهند.

گروه موسیقی «آوای موج» به سرپرستی محسن آقایی و خوانندگی عیسی سلیمیان ساعت ۲۰:۳۰ روز جمعه ۲۷ اردیبهشت ماه تازه‌ترین کنسرت خود را در تالار رودکی تهران برگزار می‌کند.

گروه موسیقی آوای موج ترکیبی از جوانان فعال موسیقی جنوب است که سال‌های اخیر با پیشرفت خود و اجراهای متعدد توانسته است موقعیت خود را در موسیقی نواحی ایران تثبیت کند.

اجرای «پایار» در وحدت با صدای سعید خوانساری

گروه موسیقی «پایار» به خوانندگی سعید خوانساری و سرپرستی ارکستر فراز تلالو نیز ساعت ۲۱:۳۰ روز یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ماه در تالار وحدت تازه‌ترین برنامه خود را اجرا می‌کند

علی اسماعیلی نوازنده پیانو و کیبورد، پیام کریمی نوازنده سنتور، علی عابدی نوازنده فلوت، حسین مشگان نوازنده نی، منصور رمضانی نوازنده درام، پژمان کریمی نوازنده دیوان تار، رضا نودهی نوازنده ویولن، آسیه احمدی نوازنده دف، نازنینبحیرانی نوازنده عود، نسرین سلیمانی نوازنده پرکاشن و دف و میثم طاهری نوازنده گیتار نوازندگانی هستند که در این ارکستر حضور دارند.

سعید خوانساری از جمله خوانندگان با سابقه موسیقی کشورمان است که به عنوان خواننده در کنار برگزاری کنسرت و انتشار آلبوم با رسانه ملی همکاری دارد و تا به امروز آثاری در سبک‌های سنتی، تلفیقی و محلی لری ارائه داده است.

«آیان» با خوانندگی هژیر مهر افروز در تالار وحدت

گروه موسیقی آیان به سرپرستی و خوانندگی هژیر مهرافروز هم ساعت ۲۱:۳۰ روز دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ماه در تالار وحدت اجرا می‌کند. گروه موسیقی آیان ازجمله گروه‌های فعال در زمینه موسیقی سنتی و تلفیقی است.

در این کنسرت شاهد علیزاده، مهرداد ملکی، مجید مظاهری، بهنام معصومی، شهریار نظری و امین یساولی اعضای گروه هستند.

بی‌سرانجامی پژوهش ۳۵ ساله در حوزه موسیقی نواحی/ هیچ حمایتی نیست

یکی از نوازندگان و خوانندگان مطرح موسیقی بختیاری در تشریح تازه‌ترین فعالیت‌های موسیقایی خود از بلاتکلیفی یک پژوهش ۳۵ ساله در حوزه مقام‌های موسیقی لُر و عدم حمایت در این زمینه گفت.

کوروش اسدپور نوازنده، خواننده و پژوهشگر موسیقی بختیاری در گفتگو با خبرنگار مهر ضمن اشاره به تازه‌ترین فعالیت‌های خود در عرصه موسیقی بیان کرد:

مدت زیادی است که با تلاش و رنج‌های فراوان موفق شدیم چهار آلبوم را تولید کنیم، اما متأسفانه به دلیل شرایط بسیار نامطلوبی که در زمینه اقتصادی وجود دارد، هنوز موفق نشده‌ایم حتی یکی از این آثار جدید را روانه بازار کنیم. به عبارتی می‌توان گفت: «کار داریم، اما پول نداریم».

وی ادامه داد: به اعتقاد من تک‌تک این آلبوم‌ها دارای پیام‌های ارزشمندی است که می‌تواند موردتوجه دوستداران موسیقی قرار گیرد. اما نمی‌دانم چه فضای بدی در جریان اقتصادی موسیقی ایران حاکم شده که این چنین باید متحمل ضررهای زیادی باشیم.

من یادم می‌آید چندی پیش برای تولید یک آلبوم ۴۷ میلیون تومان هزینه کردم اما بازگشت مالی آن با وجود ارزش‌های بسیار هنری اثر، فقط ۷ میلیون تومان بود. گویی ما دیگر پشتوانه‌ای در این سرزمین برای ارائه کارهای ارزشمند برگرفته از فرهنگ و هنر بومی‌اش نداریم. یعنی انگار پول برای همه گونه‌های موسیقی وجود دارد اما برای موسیقی اقوام ایران نه.

این نوازنده و خواننده در توضیح برخی از این آثار که هنوز در بازار منتشر نشده، گفت:

تولید یک اثر برگرفته از شاهنامه با داستان «بیژن و منیژه» با مقام‌های مختلف موسیقایی، گردآوری مجموعه تصنیف‌های قدیمی و کهن به انضمام آثاری به آهنگسازی خودم و تولید یک آلبوم دیگر با همکاری برخی از استادان نامدار موسیقی اصیل ایرانی از جمله کارهایی است

که تمامی مراحل مربوط به ضبط آن به اتمام رسیده اما متأسفانه به دلیل فقدان بودجه و اینکه هیچ نهاد و مجموعه‌ای هم حاضر به حمایت نیست، هنوز موفق نشده‌ایم آنها را منتشر کنیم. باید گفت دیگر دستمان از همه جا کوتاه است و فکر می‌کنیم هیچ مجموعه و صنفی هم تمایلی به کمک این آثار فرهنگی ندارد.

سرپرست گروه موسیقی «ایل بانگ» در بخش دیگری از صحبت‌های خود از برنامه‌ریزی برای اجرای زنده در تعدادی از شهرهای کشور خبر داد و گفت: برنامه‌ریزی‌هایی برای اجرای برنامه در تهران، قشم، بندرعباس، شاهین شهر و تعدادی دیگر از شهرها داشته‌ایم که به زودی جزئیات آن‌ها اعلام خواهد شد.

اسدپور در پایان درباره یکی دیگر از فعالیت‌های خود بیان کرد: مدتی است کار گردآوری و تدوین مقام‌های موسیقی قوم لر در سراسر ایران را به اتمام رسانده‌ام که به نوعی نتیجه ۳۵ سال زحمت و تلاشم در عرصه موسیقی نواحی ایران است.

اینها آثاری هستند که علاوه‌بر انتشار مکتوب آنها لازم است منابع صوتی و تصویری آن هم در اختیار پژوهشگران و علاقه‌مندان قرار گیرد. اما متأسفانه همین پروژه نیز دستخوش بی توجهی‌ها و کمبود بودجه‌ای است که احساس می‌کنم دیگر فریاد رسی برای آن‌ها نیست اما با این حال امیدوارم هرچه زودتر بتوانم آن را منتشر کنم.

سنت امروز همان بدعت دیروز است

نوازنده بین‌المللی بربت معتقد است: هیچ سنتی در موسیقی وجود ندارد؛ مگر اینکه روزی به‌ صورت نوآوری طرح شده و قضاوت در باره بدعت‌ها را باید به آیندگان سپرد.

مجید ناظم پور (متولد ۱۳۵۲ شمسی در شهرستان شهرضا قمشه)، از کودکی و به دلیل شوریدگی ذاتی و کشش روحی عمیق، همیشه با این دغدغه ذهنی درگیر بود که چگونه برخی افراد قادر اند با قدرت کلمات روحیه دیگران را بهبود ببخشند. دلمشغولی و دغدغه فکری دیگر او موسیقی و در حالت تجریدی عنصر صدا بود. این دلمشغولی ها ناظم پور را در آینده به سمت تحصیل در رشته روانشناسی سوق داد.

این هنرمند در خانواده ای اهل موسیقی رشد کرد، نوای نی استاد حسن کسایی از علایق پدرش بود و این فضای خانوادگی علاقه شدیدی در مجید ناظم پور نسبت به موسیقی ایجاد کرد.

از آنجا که ابتدا فعالیت حرفه ای در زمینه موسیقی چندان باب میل پدر او نبود، ناظم پور خودجوش و مستقل به نواختن و ساخت تار و سه تار پرداخت.
سپس به فراگیری ساز عود علاقمند شد و از تعلیم محمد گلستانه، حسن منوچهری و حسین بهروزی نیا بهره برد.

مبانی موسیقی را از شریف لطفی آموخت و در زمینه ساخت شاگرد ابراهیم قنبری مهر شد. او آشنایی خود را با ابراهیم قنبری مهر بختی بزرگ و سبب تحول عظیم در زندگی اش می‌داند.

ناظم پور در مدت سه سال زبان عربی را فراگرفت سپس با سفر به کشورهای عربی، به یادگیری سبک ها و مکاتب مختلف عودنوازی، شیوه‌های نوازندگی و پژوهش و تحقیق درباره تاریخ این ساز پرداخت و از راهنمایی استادان و پژوهشگران عرب استفاده کرد. در زمینه شناخت ردیف آوازی مکتب اصفهان شاگرد خلیل‌الله مشکوهء و نعمت‌الله ستوده بوده و برای یادگیری آواز بین‌المللی و صداسازی از کلاس آزاده رضایی بهره برد.

ناظم پور همواره از مرحوم خلیل الله مشکوه به عنوان یکی از معلم های بزرگ خود یاد می کند. همچنین خوانندگی مقام‌های آوازی موسیقی عرب را در کشورهای عربی آموخته است.

وی کتابی با نام داستان بربت (مروری بر تاریخ پنج هزار سالهٔ بربت) در زمینه تاریخچه ساز عود (به همت نشر سوره مهر) و کتابی شامل مجموعه قطعات ساخته خود را تألیف کرده ‌است. از آلبوم‌های وی می‌توان به «راز ساحل»، «کنسرت بربت»، «فلسفه»، «حکمت» و «بررسی تاریخچهٔ عود و مکاتب عودنوازی در جهان» اشاره کرد.

مجید ناظم پور به دلیل تحصیلات و پژوهش‌های دانشگاهی خود در رشته روان‌شناسی و عضویت در انجمن علمی هیپنوتیزم بالینی ایران، کتاب نوین «کاربرد موسیقی در هیپنوتیزم درمانی و مراقبه» را تألیف کرده که به لحاظ موضوعی، پژوهشی است جدید.

سخنرانی و نوازندگی در سمینارها و جشنواره‌های تخصصی ساز عود در کشورهای مختلف؛مانند مراکش، الجزایر، سوریه، عمان، قطر، مالزی از دیگر فعالیت‌های هنری او در زمینه موسیقی است. ناظم پور در سال ۲۰۰۹ یکی از داورهای مسابقات بین‌المللی عود در سوریه بود.

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بعد از ۳۲ سال فعالیت مستمر ناظم پور در زمینه موسیقی، نشان درجه یک هنری را که همطراز با مدرک دکتراست به این هنرمند اعطا کرده است.

وی به تازگی با دعوت رسمی وزارت فرهنگ کشور قطر در جشنواره موسیقی این کشور شرکت کرد و موفق شد بین هنرمندان بزرگ کشورهای مختلف حضوری چشمگیر داشته باشد، به بهانه این حضور با او گفت و گو کرده ایم.

برای اولین بار چه زمانی و چگونه صدای ساز عود را شنیدید و به آن علاقمند شدید؟

-ناظم پور: برای اولین بار صدای عود را در آلبوم دستان با صدای استاد محمدرضا شجریان شنیدم.

 آموزش این ساز را چگونه و در کلاس کدام استاد آغاز کردید؟

-ناظم پور: در شهرستان ما امکانات خرید ساز در آن زمان بسیار محدود بود. خاطرم هست پشت ویترین یک مغازه عودی به قیمت ۳۵۰۰۰ تومان دیدم. و وقتی پس از تلاش های زیاد و جمع کردن پول هایم برای خرید ساز رفتم آن ساز فروخته شده بود. به هر ترتیبی بود بالاخره یک ساز خریدم و اولین استاد نوازندگی من در زمینه ساز عود محمد گلستانه بود.

 چند سال در کلاس های استاد گلستانه شرکت کردید؟

-ناظم پور: ایشان بعد از سه جلسه به من گفتند نیازی به ادامه کلاس ها ندارم. اما باور من این بود آموزش و دانش را پایانی نیست. پس با مشقات زیادی هفته ای یک بار به تهران می آمدم و در کلاس های استاد منوچهری درس می گرفتم، سپس به کلاس های استاد بهروزی نیا رفتم.

 شما برای نواختن این ساز حتی به کلاس های زبان عربی هم رفته اید. علت این کار چه بود؟

-ناظم پور: همزمان با آموختن نوازندگی این ساز به مطالعه در زمینه تاریخ این ساز علاقمند شدم؛ اما در ایران منابع کافی در این زمینه وجود نداشت. به همین دلیل برای ادامه مطالعاتم به کشورهای عربی و آذربایجان سفر کردم.

در اولین سفرم به این کشور ها یقین پیدا کردم بدون دانستن زبان عربی امکان برقراری ارتباط عمیق و استفاده از منابع و مرجع های علمی وجود ندارد، به همین دلیل به موازات آموختن ساز در کانون زبان ایران به یادگیری زبان عربی مشغول شدم.

اما در برخورد با مطبوعات کشورهای عربی و شرکت در مصاحبه های مطبوعاتی دریافتم باید تسلط بیشتری به این زبان داشته باشم به همین خاطر در دوره های آموزشی خبرنگاری به زبان عربی و فن ترجمه هم به مدت سه سال شرکت کردم و موفق به دریافت مدرک مکالمه زبان عربی از کانون زبان ایران شدم. پس از آن در ترجمه متون قدیمی عربی هم موفق بودم.

 ایا ارتباط شما با فرهنگ و مردم عرب زبان به همین جا محدود شد؟

-ناظم پور: خیر بعد از این دوره به واسطه سبک نوازندگی و تفاوت های ماهوی در تکنیک های نوازندگی با آنچه در میان آنها مرسوم بود بین اعراب شناخته و از آن پس در اکثر سمینارها و جشنواره ها به عنوان سخنران یا نوازنده دعوت شدم. همین امر باعث شد در زمینه نوازندگی این ساز نوازنده ای روزآمد باشم.

آیا جز به روز بودن در زمینه نوازندگی از این ارتباط بین المللی ثمره دیگری هم نصیب شما شده؟

-ناظم پور: در این زمان احساس کردم کتب آموزشی آنها را باید برای هنرمندان جوان و علاقمندان ایرانی ترجمه و به عبارتی ایرانی کنم که محصول آن چهار جلد کتاب با عنوان «مهارت عود نوازی» شد. البته ثمره ۱۱ سال پژوهش من در زمینه ساز بربت کتابی شد با عنوان «داستان بربت» یا «مروری بر تاریخ ۵۰۰۰ ساله ساز عود».

پس عود و دنیای نوازندگی به طور کامل شما را از رشته تحصیلی و حرفه روانشناسی دور کرد?

ناظم پور: خیر در ابتدای مصاحبه از دغدغه دوران کودکی خودم؛ تفکر در باره افرادی بود که با قدرت کلام می توانستند حال انسان ها را بهبود بخشند صحبت کردم. این دغدغه همواره با من بود تا اینکه روزی به نتیجه رسیدم موسیقی هم در کنار کلام می تواند خاصیت درمانی داشته باشد. پس از چند سال مطالعه در این زمینه و عضویت در انجمن علمی هیپنوتیزم بالینی به مقوله کاربرد موسیقی در هیپنوتیزم درمانی علاقمند شدم که حاصل این دوره کتابی شد با عنوان «کاربرد هیپنوتیزم در موسیقی درمانی» که با همکاری نشر ساوالان منتشر شد.

قدری درباره آلبوم های موسیقی خود صحبت کنید. تا جایی که می دانم آلبوم های شما عمدتا تک نوازی عود بوده.

-ناظم پور: بله عمده آلبوم های من تک نوازی بوده آلبوم هایی مانند فلسفه (۱۳۸۶)، حکمت (۱۳۸۸)، مردی برای تمام فصول (۱۳۸۸)، تکنوازی بربت (۱۳۸۸)، راز ساحل
(۱۳۸۳) و زریاب (۱۳۸۸).

به نظر من آلبوم زریاب شما با سایر آثارتان قدری تفاوت دارد و حتی می شود گفت موفق تر از بقیه بوده.

-ناظم پور: بله این اثر به دلیل ماهیت خلاقانه خود موفق شد در بازار موسیقی موفق باشد و بیش از بقیه آثار فروخته شد.

 در خلال گفت و گوی ما بارها نام عود برده شد و بارها نام بربت. آیا عود با بربت فرق دارد و آیا املای «بربط» درست است یا «بربت»؟

-ناظم پور: قبلا این ساز یا با نام عود شناخته می شد یا بربط با «ط». اما در ادبیات کهن فارسی اصولا حرف «ط» وجود نداشته و اشتباه است نام این ساز را بربط بنویسیم.

 این نظر شخصی شماست؟ یا سندی هم برای این ادعا وجود دارد؟

-ناظم پور: سند این ادعا کتاب «مفاتیح العلوم» خوارزمی است. در این کتاب نام این ساز به دلیل شباهت کاسه آن با سینه مرغابی بربت آورده شده و بربت یعنی سینه مرغابی. در گذشته عود و برت را یک ساز می دانستند؛ اما در آثار دوره ساسانی و نگارگری های آن دوره به وضوح مشخص است بربت ساسانی با کاسه کوچک تر و دسته کشیده تر صدایی مناسب تر برای موسیقی ایرانی داشته و استاد قنبری مهر این ساز را باز سازی کرده است. اما عود در کشورهای دیگر کاسه بزرگ تری دارد.

 این ساز ریشه ایرانی دارد یا عربی؟

-ناظم پور: به اعتقاد کارشناسان مهد این ساز بین النهرین بوده است. البته باید پذیرفت سومری ها اولین قومی بودند که سازی با دسته و قابلیت انگشت گذاری ساخته اند. عرب ها با استناد به یافته های بین النهرین مهد این ساز را کشور خود می دانند. مصریان با استناد به دیوارنگاره های اهرام مصر مهد این ساز را مصر باستان اعلام کرده اند؛ ولی به هر شکل ساز با شکل امروزی آن و با کاسه ای با این حجم محصول نبوغ ایرانی ها در دوره ساسانی است.

بسیار شنیده ایم گیتار سازیست که از دل عود درآمده است. شما می گویید عود سازی است اصالتا ایرانی از طرفی مهد گیتار اسپانیا است، حقیقت داستان چیست؟

-ناظم پور: حدود ۹۰۰ سال قبل یک موسیقیدان نابغه به نام ابوالحسن علی ابن نافع مشهور به زریاب در ایران زندگی می کرده که به دلیل نبوغ خود با دسیسه ها و حسادت های درباریان دوره عباسیان روبرو شده و مجبور به ترک ایران می شود.

او به اسپانیا می رود، ابتدا به خاطر چهره سیاهی که داشت او را برده می دانستند اما زمانی که پی به بنوغ او بردند به دستور عبدالرحمن ابن حکم که بسیار هنردوست و اهل موسیقی بود تشویق به ماندن در اسپانیا می شود. از او می خواهند در ازای ماندن در آن کشور هر امکاناتی که می خواهد طلب کند.

زریاب درخواست می کند به او امکانات تاسیس یک هنرستان موسیقی داده شود. به این ترتیب اولین هنرستان موسیقی تاریخ که الگوی تمام هنرستان های موسیقی بعد خود شد توسط زریاب در اسپانیا تاسیس می شود. این نابغه در اسپانیا ساختمان عود را تغییر می دهد و آرام آرام از دل این ابتکار ساز گیتار متولد می شود. پس در این که گیتار سازی است که یک نسل بعد از عود ساخته شده تردیدی نیست.

 ساز عود در ایران و کشورهای عربی و ترکیه به شدت مورد توجه است. آیا این ساز در این کشورها با یک کوک واحد و استاندارد نواخته می شود؟

-ناظم پور: خیر بنا به سلیقه نوازنده ها در ارتباط با جنس موسیقی و الگوهای مختلف کوک ها تفاوت دارند. چون در هر کشور جنس صدای خاصی مد نظر است.

 چند سالیست عود سایلنت یا عود الکتریک به بازار عرضه شده است. شما در مواجهه با این ساز موضع موافق دارید یا مخالف؟

-ناظم پور: من با هیچ چیز مخالف نیستم. فراموش نکنیم هرچه امروز به اسم سنت داریم روزی در گذشته های دور یک نو آوری بوده است. معتقدم به هر اختراعی باید خوش آمد گفت. این آیندگان هستند که به این نو آوری ها اعتبار می دهند یا از آن گذر می کنند.

شما در سفری که برای شرکت در جشنواره موسیقی به قطر داشتید عود نواختید یا بربت؟

-ناظم پور: در همه سفرهای خارجی من بربت می نوازم؛ چون یک ایرانی هستم و دوست دارم موسیقی کشور خود را اجرا کنم. مگر اینکه قصد داشته باشم موسیقی عربی اجرا کنم. این سفر بنا به دعوت وزارت فرهنگ قطر انجام شد و خوشبختانه موفق شدم در بین شرکت کنندگان کشورهای مختلف حضوری چشمگیر داشته باشم. در این سفر با رادیو تلویزیون قطر هم مصاحبه و درباره تاریخ عود صحبت کردم.

با توجه به حضور موفق شما دوست دارم بدانم جایزه ای که بردید چه بود؟

-ناظم پور: این جشنواره رقابتی نبود و من یک تندیس یادبود گرفتم.

قدری در باره خانه عود که توسط شما تاسیس شده صحبت کنید؟

-ناظم پور: اکثر کشورها یک «بیت العود» یا خانه عود دارند. چون عود در کشورهای اسلامی و عربی بیش از یک ساز و یک سمبل فرهنگی است. به همین دلیل در اکثر کشورها برای این ساز مرکزی تاسیس شده است. من هم به این نتیجه رسیدم در ایران چنین مرکزی داشته باشیم تا علاقمندان امکان پژوهش و آموزش داشته باشند. این مرکز را تاسیس کردم تا جوانان در یادگیری این ساز با دشواری هایی که من روبرو بودم مواجه نشوند. در این مرکز ما موزه ای از انواع عودها، آرشیو انواع مضراب ها، آرشیو شنیداری قوی از آثار ساخته شده برای این ساز، یک موزه برای عودهای فراموش شده و بازسازی آنها داریم.

 آیا این ساز به روش متدیک و استاندارد آموزش داده می شود یا سینه به سینه و به روش های مختلف اساتید مختلف؟

-ناظم پور: در هر کشوری این ساز به صورت متدیک و مناسب با موسیقی آن کشور آموزش داده می شود. سال ها قبل یک کتاب آموزش نوازندگی عود توسط استاد مرحوم نریمان تالیف شد. من هم با هدف همسان سازی دیدگاه جهانی با آنچه در ایران آموزش داده می شود کتابی تالیف کردم که نوازندگان ایرانی در سطح و استاندارد جهانی بنوازند. به طور کل عود هم ماند ویلن یک استاندارد نوازندگی جهانی دارد و نوازندگان در ابتدا باید این استانداردها را بیاموزند بعد انتخاب کنند که چه بنوازند.

 آیا کتاب جدید در دست تالیف دارید؟

-ناظم پور: کتابی تالیف کردم با عنوان «کاربرد موسیقی در درمان اضظراب» که آماده انتشار است و بعد از این کتاب هم جلد دوم و سوم کتاب «داستان بربت، مروری بر تاریخ ۵۰۰۰ ساله عود» را هم آماده انتشار دارم. در حال ضبط آلبومی با تمرکز بر ساز عود هستم.

جدای از ساز عود و موسیقی تخصصی خودتان به چه سبک دیگری از موسیقی علاقمند هستید؟

-ناظم پور: موسیقی باید فاخر باشد. به شدت با موسیقی مضر مخالف هستم. اگر موسیقی خوب باشد سبک آن برای من اهمیتی ندارد.

 در هر جامعه ای مردم با سطوح مختلف فکر و فرهنگی و به طبع آن سطح سلیقه و زاویه نگاه مختلف زندگی می کنند. فکر نمی کنید این تفکر که همه افراد باید شنونده نوعی از موسیقی باشند که به نظر شما فاخر و خوب است قدری فاشیستی باشد و حتما قبول دارید ماهیت هنر با فاشیسم بسیار متفاوت است.

-ناظم پور: به عنوان یک روانشناس معتقدم موسیقی مضر به ذهن و روح انسان آسیب می رساند. اما به این معنی نیست که موسیقی مفید را حتما باید در سبک خاصی جست.

در هر جامعه ای باید موسیقی روشنفکرانه، در کنار موسیقی پاپ و حتی کوچه بازاری وجود داشته باشد تا سلایق مختلف بتوانند از موسیقی مورد علاقه خود بهره مند باشند. مدت ها روی موسیقی کوچه بازاری تحقیق کردم و معتقدم بسیاری از موسیقی های کوچه بازاری ما از بسیاری از موسیقی هایی که ادعا می کنیم فاخر هستند بهترند.

موسیقی مبتذل از نظر من نوعی موسیقی است که در آن رسما فحاشی می کنند. موسیقی مبتذل موسیقی است که در ساختار و شعر نانجیب است و باعث بسیاری از ناهنجاری های اجتماعی می شود. من به هیچ عنوان موسیقی خوب را از سبک آن انتخاب نمی کنم.

در ۹۵ درصد ترانه های کوچه بازاری قدیم اشعاری با مضامین مردانگی و معرفت موج می زد. اما در حال حاضر بسیاری موسیقی هایی که اتفاقا طرفداران شان از مخالفان سرسخت موسیقی های کوچه بازاری هستند سرشار از دشنام و حرف های رکیک است. به هر شکل باید پذیرفت امروزه حال مردم کره خاکی خوب نیست و ما در دوره گذار از ارزش ها هستیم. ولی اطمینان دارم این دوران هم سپری خواهد شد و حال مردم رو به بهبود خواهد رفت.