«هیژان» اواسط اردیبهشت کنسرت برگزار می‌کند

گروه موسیقی نواحی «هیژان» روز پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت تازه‌ترین کنسرت خود را در تالار وحدت تهران برگزار خواهد کرد.

کنسرت گروه موسیقی نواحی «هیژان» به رهبری هیوا رنجبر ساعت ۲۱:۳۰ روز پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت در تالار وحدت تهران روی صحنه می‌رود. در این کنسرت بیش از ۶۰ نوازنده از بخش‌های مختلف موسیقی اقوام کشورمان آثار خود را ارائه می‌دهند.

فیروز رضایی در بخش لری، رضا نظری در بخش موسیقی کردی، شهریار کریمی در بخش موسیقی بختیاری و بویراحمدی، امیرمیرشکاری در بخش موسیقی جنوبی، لقمان حسین زاده در بخش موسیقی شمال و رضا خاتمی در بخش آذری گروه خوانندگان کنسرت را تشکیل می‌دهند.

هیوا رنجبر پژوهشگر موسیقی اقوام و رهبر ارکستر کنسرت موسیقی نواحی «هیژان» ضمن قدردانی از زهرا همتی مدیر مؤسسه فرهنگی هنری «فروغ فلق» برای برگزاری کنسرت، درباره ویژگی‌های این برنامه توضیح داد: هدف من از موسیقی اقوام، شناخت هر چه درست تر فرهنگ غنی ایران چه با لحاظ موسیقایی و چه فرهنگی است. من با تحقیق و سفر به شهرهای زیادی از ایران، سعی کردم ایران و فرهنگ‌ها را با سبک موسیقی‌ها و جغرافیای نواحی آداب و رسوم و اصالت استان‌ها بهتر بشناسم تا کارهایی که در این حوزه انجام می‌دهم تازگی داشته باشد. ما در این کنسرت تلاش کردیم با با تلفیق سازهای کوبه ای و سازهای ایرانی و محلی رنگ و شکل بهتری در تنظیم کارها ایجاد کرده و با ایده‌های جدیدتر ارکستر هیژان را در حوزه موسیقی بهتر معرفی کنیم.

پیانیست ایتالیایی در تهران اجرا می‌کند

«اولاف جان لنری» پیانیست ایتالیایی هفته اول اردیبهشت ماه در تالار رودکی رسیتال پیانو اجرا می‌کند.

اولاف جان لنری پیانیست ایتالیایی چهارشنبه چهارم و جمعه ششم اردیبهشت ماه ساعت ۲۰:۳۰ در تالار رودکی روی صحنه می‌رود.

طبق اعلام روابط عمومی بنیاد رودکی اولاف جان لنری متولد ایتالیا و فارغ التحصیل از کنسرواتوار ورونا و آکادمی پیانو در ای مولا، برندۀ مسابقات متعدد بین المللی پیانو از مونزا، توکیو و مونت کارلو است.

وی در فستیوال‌های بین المللی و همچنین به صورت رسیتال پیانو در شهرهای مختلف ایتالیا و سایر کشورها از جمله اتریش، فرانسه، آلمان، لهستان، ژاپن، و همین طور در تالار رودکی تهران در اردیبهشت و آذر ۱۳۹۷ اجرا داشته است. لنری در ارکسترهای مختلف بزرگ جهان حضور و با رهبران برجستۀ ارکستر مانند لارنس فاستر و لیور شامبادال همکاری داشته است.

قسمتی از رپرتوار لنری پیانیست ستوده‌ی ایتالیایی-سوئدی شامل تمامی ۳۲ سونات بتهوون برای پیانو می‌باشد و رپرتوار معمول وی تقریباً بدون استثنا دست‌کم یکی از سونات‌های بتهوون را در آغاز دارد.

در این اجرا قطعات؛ رقص مرثیه‌ها از مهران روحانی، پرلود و فوگ در دو دیزد از مرتضی شیرکوهی، سونات در فا مینور اپوس ۵۷ (آپاسیوناتا) از بتهون، لحظات موزیکال در لا بمل ماژور اپوس ۹۴ شماره ۲ و امپرومپتو در لا بمل مینور اپوس ۹۰ شماره ۴ از شوبرت، آرامش تویی و چرخ نخ ریسی از لیست، ملودی در می ماژور اپوس ۳ شماره ۳ و پرلود در سل مینور اپوس ۲۳ شماره ۵ از راخمانینف و واریاسیون روی تمی از پاگانینی در لا مینور اپوس ۳۵ از برامس نواخته می‌شود.

انتشار یک آلبوم بداهه‌نوازی

«سه گاه وار» در دستگاه سه گاه با سنتور رضامهدوی و تار مهسا عظیمی نواخته و منتشر شده است.

به گزارش ایسنا، بداهه نوازی، پیش در آمد، چهارمضراب و رِنگ مخالف محتوای شنیداری آلبوم «سه گاه وار» به حساب می‌آید که همه آن‌ها یکجا و به شکل یک قطعه بلند بی‌کلام در دسترس مخاطبان قرار گرفته است. پیش‌تر آلبوم «افشار» با همکاری مهدوی و عظیمی منتشر شده است.

در بروشور این آلبوم به قلم مهسا عظیمی آمده است: «در روزگاری که دستگاه سه‌گاه و آواز افشاری کمتر به گوش می‌رسد و رو به فراموشی می‌رود و از طرف دیگر جای خالی آلبوم‌هایی به شکل کاملاً بداهه که حس واقعی نوازندگان در استودیو سرلوحه کار قرار می‌گیرد، حس می‌شود. در صدد تولید مجموعه‌ای شامل دو آلبوم، یکی در آواز افشاری و دیگری در دستگاه سه‌گاه برآمدم. در این مجموعه بداهه‌نوازی اولویت ذهنی‌ام بود. بداهه‌نوازی، ساختن آنی جملات ملودیک و ریتمیک موسیقی است اما این کار مستلزم آن است که نوازنده یک نقشه و مسیر منطقی برای راهنمایی الهاماتش و ممانعت از انحراف گیج‌کننده داشته باشد و به غیر از داشتن تکنیک نوازندگی بتواند در لحظه و تشخیص زمان مناسب با شهامت و تصمیم سریع، ذهنیتش را بر جان ساز منتقا کند. البته تجمع این صفات در یک شخص قطعاً بدون اشکال نخواهد بود. تا به امروز آلبوم‌های متنوعی با ساختار موسیقی دستگاهی به شکل مهندسی‌وار طراحی و ضبط شده اما در طول این سال‌ها آلبومی به شکل کاملاً بداهه کمتر شنیده شده است. به اعتقاد من این شیوه از بداهه‌نوازی در جامعه موسیقی امروز ایران جای جلوه‌گری بیشتری برای نوازندگان دارد…»

نوازنده ایرانی در تور کنسرت‌های «شیلر» می‌نوازد/ روایت یک آلبوم

تهیه‌کننده کنسرت‌های گروه «شیلر» در ایران با اشاره به جزئیات تولید تازه‌ترین آلبوم این گروه با نوازندگان کشورمان و حضور یک هنرمند ایرانی در تور کنسرت‌های آلمان خبر داد.

مصطفی کبیری تهیه‌کننده و نماینده گروه آلمانی «شیلر» در ایران توضیح داد: یکی از نکات مهمی که مجموعه ما طی سال‌های اخیر روی آن تمرکز ویژه‌ای داشته، در ابتدا تلاش برای حضور هنرمندان بین‌المللی و صاحب سبک موسیقی جهان در ایران برای برگزاری کنسرت و در ادامه هماهنگی جهت همکاری بین آن هنرمندان با هنرمندان کشورمان بوده است.

کبیری افزود: این امر با حضور کیتارو در مهرماه ۱۳۹۳ آغاز شد و در آذرماه سال ۹۶ با حضور گروه آلمانی «شیلر» به سرپرستی کریستوفر فون دایلن و در اردیبهشت ماه ۱۳۹۷ با حضور هنرمند بزرگ ایتالیایی لودوویکو اینائودی ادامه پیدا کرد. خوشبختانه در مورد این هنرمند آلمانی ماجرا به گونه‌ای پیش رفت که با توجه به استقبال خوب مخاطبان از اجراهای زنده گروه «شیلر»، کارهایی به صورت مشترک با تعدادی از هنرمندان ایرانی تولید شد و در سفر فون دایلن به کرمان بود که وی با الهاماتی که از موقعیت جغرافیایی این منطقه دریافت کرد، تصمیمش برای همکاری با هنرمندان ایرانی جدی و منجر به تولید آثاری شد.

وی ادامه داد: طبق هماهنگی‌هایی که در تابستان سال ۹۷ انجام گرفت، مراحل ضبط چند اثر در ایران برای آلبوم جدید این هنرمند آغاز شد و طی آن پیروز ارجمند با نوازندگی دف و نی و پویا سرایی با نوازندگی سنتور در قطعات «برلین – تهران» و «عشق» و یلدا عباسی با نوازندگی دوتار و موسیقی مقامی خراسانی و نیلوفر پارسا با دکلمه غزلی از حافظ در قطعه «دروازه طلایی» حضور داشته‌اند. بنا به درخواست هنرمند برای هرکدام از این قطعات نماهنگ‌هایی برای تولید در نظر گرفته شد که بر اساس آن سفری هم به کرمان داشتیم و کارهایی را در این زمینه در تهران و کویر شهداد (کرمان) تصویربرداری شد.

این تهیه‌کننده در بخش دیگری از صحبت‌های خود از انتشار آلبوم جدید کریستوفر فون دایلن در اوایل سال ۹۸ توسط کمپانی «سونی موزیک» خبر داد و گفت: خوشبختانه در نتیجه تلاش‌های انجام شده روز دوم فروردین ماه سال جاری از سوی کمپانی «سونی موزیک»، این اتفاقات در قالب یک آلبوم با نام «صبح دم» در برلین رخ داد و آلبوم به شکلی جهانی منتشر شد. پس از مدت کوتاهی از انتشار، مقام اول را بین پنج آلبوم برتر آلمان در جدول German Chart کسب کرد. این در حالی است که ما در حال رایزنی برای انتشار این آلبوم در ایران هستیم اما به طور طبیعی انتشار این اثر موسیقایی نیازمند یکسری مراحل قانونی بین‌المللی و همچنین رعایت موازین قانونی مربوط به انتشار آلبوم در ایران است که امیدوارم این روند هرچه زودتر اتفاق بیفتد.

کبیری در پایان بیان کرد: یکی از اتفاقات خوبی که در پی همکاری هنرمندان ایرانی با گروه «شیلر» صورت گرفت، تداوم همکاری نوازندگان ایرانی با کریستوفر فون دایلن است که پیرو این همکاری مشترک یلدا عباسی نوازنده دوتار طی ۱۵ شب در تور کنسرت‌های آلمان گروه «شیلر» حضور خواهد داشت و این باعث خوشحالی است که یک نوازنده ایرانی به همراه یک گروه جهانی روی صحنه خواهد رفت. وی ادامه داد ما در حال برنامه‌ریزی برگزاری چند اجرای زنده برای آلبوم «صبح دم» در ایران هستیم که به زودی جزئیات آن اعلام می‌شود.

«داریوش طلایی» آواز ایرانی را رمزگشایی کرد

«کتاب آواز» پروژه‌ای است که به آواز ایرانی اختصاص دارد و هم اکنون جلد اول آن با عنوان رمزگشایی آواز ایرانی منتشر شده است، مجلدات بعدی این کتاب به جوانب دیگر آواز، از جمله سبک‌شناسی آواز ایرانی، خواهد پرداخت.

داریوش طلایی (نویسنده کتاب) بر این اعتقاد است که با این‌که آواز مهم‌ترین بخش موسیقی ایرانی را تشکیل می‌دهد، به امر آموزش آن، در مقایسه با سازها، بسیار کم‌توجهی شده است. کتاب رمزگشایی آواز ایرانی به قصد بنیانگذاری علم شناخت آواز به نام آوازشناسی و سپس آموزش آن به روش علمی، عملی (متدیک)، و آکادمیک تألیف شده است.

این اثر توسط نشر «نی» به بازار عرضه شده است، از این نویسنده و پژوهشگر پیش از این کتاب نت‌نویسی آموزشی و تحلیلی ردیف میرزاعبدالله منتشر شده بود. «طلایی» بر این اعتقاد است که نظام دستگاهی موسیقی ایران با عنوان «ردیف»، که با آموزش به روش سینه‌به‌سینه حفظ شده تا به‌دست ما رسیده است، روایت‌های مختلفی دارد و هر روایت به نام استادی که راوی آن بوده نامیده می‌شود. ردیف میرزا عبداللَّه (۱۲۲۲ـ ۱۲۹۷ هجری شمسی) قدیمی‌ترین و معتبرترین روایت ردیف است که از او به شاگرد بلافصلش اسماعیل قهرمانی و از اسماعیل قهرمانی به نورعلی برومند منتقل شده است.

نت‌نویسی انجام‌شده در آن کتاب مبتنی بر اجرای داریوش طلایی با سه‌تار است. اجرایی که براساس روایت او از ردیف میرزا عبداللَّه بنا شده است. در این نت‌نویسی با ابداع روشی خاص افزون بر فراگیری الگوهای ردیف، فراگیری ساختار گوشه‌ها و ارتباط جمله‌های آن با یکدیگر نیز مورد توجه قرار گرفته است. روشی که از درک این موسیقی به‌عنوان رپرتواری منجمد می‌پرهیزد و به دنبال تبدیل آن به الگوهایی زاینده در ذهن هنرجو است. به دیگر سخن وظیفه‌ی این کتاب انتقال دانش و محتوای موسیقی دستگاهی از طریق ردیف است.

داریوش طلایی نوازنده‌ی ممتاز تار و سه‌تار است و ردیف میرزاعبدالله را طی سال‌های ۱۳۵۰ـ ۱۳۵۶ مستقیماً نزد نورعلی‌خان برومند آموخته است، همچنین دوره‌هایی از دیگر روایت‌های ردیف را نزد علی‌اکبر شهنازی، عبدالله دوامی، یوسف فروتن و سعید هرمزی فراگرفته. او با تحصیل در فرانسه به دانش جدید موسیقی نیز مجهز شده و کسب این دانش به او امکان داده است تا علاوه بر اجرا و درک شفاهی ردیف به پژوهش علمی در این رپرتوار دست زند. او توانسته است در مسیر این پژوهش به درک و روشی بدیع برای انتقال محتوا و ساختار ردیف نائل آید.

حاشیه‌ی و متن گردهمایی هنرمندان فروردین ماهی از اعتراض احمد نجفی و حرف‌های “شیراندامی” تا آوازخوانی “ایرج”

مراسم تجلیل از پیشکسوتان متولد فروردین ماه با حضور جمعی از هنرمندان در عرصه‌های مختلف در مجموعه “باغ زیبا” در حالی برگزار شد که احمد نجفی از واریزی اندک موسسه هنرمندان پیشکسوت گله کرد اما ولی‌الله شیراندامی از حمایت مدیر این موسسه قدردانی و در نهایت “ایرج” خواننده آوازخوانی کرد.

در ابتدای این مراسم که ۲۶ فروردین ماه برگزار شد، سید عباس عظیمی _ مدیر عامل موسسه هنرمندان پیشکسوت ـ ضمن تبریک سال جدید و سالروز تولد هنرمندان حاضر گفت: خیلی جالب است که در بین هنرمندان پیشکسوت تعدادی زیادی متولد فروردین هستند. در حال حاضر ۹۱ نفر از لیست اعضای موسسه ما، متولد فروردین هستند.

او به بارندگی‌های اخیر و وقوع سیل در برخی مناطق ایران و کمک‌هایی که هنرمندان در این زمینه داشتند، اشاره کرد و افزود: بنا به درخواست مسئولان که هنرمندی نباید حساب شخصی خود را برای جمع‌آوری کمک‌های نقدی به سیل‌زدگان اعلام کنند و باید همه کمک‌ها به حساب هلال احمر واریز شود. در پی این موضوع موسسه ما هم شماره حساب هلال احمر را در گروه تلگرامی خود قرار داده است بنابراین همگی مطمئن باشید، این کمک‌ها به دست سیل‌زدگان می‌رسد.

عظیمی در ادامه بیان کرد: با موافقت وزیر محترم هنرمندانی که دارای رتبه درجه یک هنری هستند و سن بالای ۶۰ سال هستند، می‌توانند بدون مکاتبه عضو موسسه ما شوند.

سپس از چند هنرمندی که با وجود ناراحتی و بیماری در این مراسم حاضر شدند، تشکر کرد.

عظیمی در بخش دیگری از صحبت‌هایش درگذشت جمشید مشایخی را تسلیت گفت و از دغدغه‌های این بازیگر پیشکسوت برای موسسه پیشکسوتان تعریف کرد.

او از پیشکسوتان حاضر خواست تا اگر انتقادی به موسسه دارند در این مراسم مطرح کنند.

احمد نجفی بازیگر پیشکسوت تلویزیون در همین راستا مطرح کرد: بهتر است ۱۰،۱۲ دلاری که هر ماه برای ما واریز می‌شود، قطع شود چرا که نوع توهین به ماست.

مدیرعامل موسسه هنرمندان پیشکسوت در پاسخ به این نقد گفت: این مبلغ ماهیانه که به حساب پیشکسوتان عضو موسسه واریز می‌شود، هدیه‌ای در مقابل عضویت آن‌هاست و نه مستمری است نه حقوق.

او افزود: این مبلغ ثابت نیست و برای هنرمندانی که بیمار می‌شوند و در خانه سالمندان مستقر می‌شوند، افزایش می‌یابد و با این کار قصد داریم بار مالی را از دوش آن‌ها کم کنیم.

هنرمندانی همچون غلامرضا مجاوری، پری صابری، غلامرضا ملک عراقی، درویش رضا منظمی، اکبر صادقی، اصغر رفیعی‌جم، یونس آبسالان، ابراهیم نظری سنگرودی، علی اصغر مصورزاده، سید کمال میر طیبی، انسیه شاه‌حسینی، اسماعیل نیک‌بخت زاویه، احمد نجفی، امیر همتی، بهروز کریمی، ولی شیر اندامی، محسن کوهستانی‌نژاد، مریم مجیدی، هادی مرزبان، خسرو حکیم رابط، جواد افشین نژاد، محمد هادی گلریز خاتمی، مرتضی کاشی تراش اصفهانی، شاهین فرهت، عنایت بخشی، افشین بختیار، دلاور هاشم‌لو، حسن شریفی، ژرژ پطروسی، یوسف پوریا، زنده علی عباس راحمی‌پور (خانواده او در مراسم حاضر بودند)، سیروس ابراهیم زاده، غلامرضا، علیرضا کریمی، هاشم محققی فرد، رضا شفیعیان، آتش تقی پور، فریده سپاه منصور، عبدالصمد حاج صمدی، سید علی طاهری، حسین خواجه امیری (ایرج)، محمدعلی رحیم‌زاده نمینی، جاوید مجلسی، ناهید تاج نیا، حسین زندباف، مرتضی موسوی، محمد علی بهمنی، سید محمد میر زمانی، مرتضی صفاریان، مرشد حسن میرزا علی از هنرمندان متولد فروردین بودند که در این مراسم از آن‌ها تجلیل شد.

تعدادی از این هنرمندان بعد از تجلیل و عکس یادگاری چند کلمه‌ای برای حاضران صحبت کردند و از عباس عظیمی تشکر کردند.

ولی‌الله شیر اندامی نیز در این مراسم گفت: پنج شش ساله مریض هستم و در این مملکت در بدترین شرایط فقط آقای عظیمی (مدیر موسسه هنرمندان پیشسکوت) کنارم بوده و به من کمک کرده‌اند.

کوهستانی نژاد هم بعد از تجلیل گفت: ایران فراز و نشیب‌های زیادی پشت سر گذاشته و امروز هم پیروز می‌شود، اما مهم پیروزی شیرین است و شما هنرمندان می‌توانید با زنده کردن شور جوانی در خود و مردم آن را به وجد آورید.

در بخش پایانی مراسم ایرج – خواننده پیشکسوت برای حاضران آواز خواند و همه هنرمندان عکس دست جمعی خود را گرفتند.

ستاره‌های پرکار عرصه «موزیک‌ویدئو » چه بازیگرانی هستند؟

هرچند شکل‌گیری موزیک ویدئو از غرب شروع شد و بعد به شرق رسید اما در این دو مسیر راه متفاوتی را طی کرد.

غربی‌ها از سیاست موفق موزیک ویدئو برای بالابردن رقم فروش آلبوم‌ها بهره بردند و البته که موزیک ویدئوی برخی خواننده‌ها، انقلابی را هم در این باره به راه انداخت. در شرق و به خصوص کشورمان در ابتدا موزیک ویدئو را دلیل اضافه شدن چیزی به شعر و موسیقی غنی ایرانی می‌دانستند و حال این مسیر بیشتر به سمت دیگری مانند ایجاد رقابت و جذابیت بیشتر رفته است. به طوری که خواننده‌های به ویژه خوانندگان سبک پاپ سعی می‌کنند برای ایجاد جذابیت بیشتر همزمان با انتشار تک آهنگ و آلبوم‌های خود چند موزیک ویدئو هم منتشر کنند. در ادامه به بررسی چند نوع موزیک‌ویدئوی منتشر شده طی سال‌های گذشته می‌پردازیم.

تئوری موزیک ویدئو
درباره چگونگی شکل‌گیری موزیک ویدئوها، نظرات متفاوتی ارائه شده است. شاهرخ دولکو کارگردان، ویدئو کلیپ‌سازی را متعلق به انقلاب شوروی می‌داند. او در برنامه‌ «شب‌های هنر» در این باره گفت: «روس‌ها نظریه مونتاژ را دادند تا تداوم در ذهن تماشاگر به هم بخورد و یک معنی جدید به وجود بیاید. ۶۰ سال بعد این مونتاژ در آگهی‌ها و ویدئو کلیپ‌ها با ریتم تند در کنار هم قرار گرفت تا مخاطب تداوم را فراموش کند و فقط به یک حس عاطفی یا برانگیختگی عاطفی دچار شود. در حقیقت مونتاژکاری می کند که شما از تفکر و تعقل دور شوید و یک حس عاطفی بگیرید. در نماهنگ با نمایش خواننده، حرکاتش و مونتاژ، مخاطب بمباران و پس از آن در نماهنگ غرق و همین باعث می‌شود بی‌اختیار شروع به خرید آلبوم کند.»

نجات‌بخش‌ها
با این وجود که زمان زیادی از ساخت موزیک‌ویدئو در کشورمان می‌گذرد اما تعداد موزیک‌ویدئوهایی که توانسته‌اند برای یک قطعه موسیقی نجات‌بخش یا به نوعی حکم برگ برنده را داشته باشند، کم‌شمارند. موزیک ویدئوی «آرایش غلیظ» که بیشتر با عنوان «با من صنما» شناخته می‌شود نمونه خلاقی از طرح نو در انداختن در موزیک ویدئوهاست که با مینیاتورهای ایرانی شکل گرفته و با صدای همایون شجریان همخوان است. موزیک ویدئوی «زندان» محسن چاوشی با بازی حسام منظور به دلیل طراحی هماهنگ و پخش آن از برنامه پربیننده خندوانه، «سی سالگی» احسان خواجه امیری، «لیلا»ی مازیار فلاحی و «حال من» گروه ایهام که حاصل تلفیق سکانس‌هایی از فیلم سینمایی «بمب، یک عاشقانه» بود را هم می‌توان جزو این دسته قرار داد.

دردسرسازها
همایون شجریان را باید یکی از خوانندگان جوان پیشرو در عرضه موزیک ویدئو برای آثارش دانست. در این دسته می توان به موزیک ویدئوی «چرا رفتی» به کارگردانی باران کوثری و با حضور بازیگرانی مانند نوید محمدزاده، سحر دولتشاهی و مهرداد صدیقیان اشاره کرد که با عکس‌العمل‌های نمایشی آن‌ها در طول شنیدن این قطعه همراه بود. این موزیک ویدئو به گفته شجریان تنها برای مراسم رونمایی ساخته شده بود اما به طور عمومی پخش و با نقدهای زیادی مواجه شد. «سرسام» مهدی یراحی نمونه تازه این نوع موزیک ویدئو است که به دلیل نقدهایی که به شعر و پوشش او و گفته وزارت ارشاد مبنی بر مجوز نداشتن قسمتی از آن بود، به ممنوع شدن فعالیت مهدی یراحی منجر شد که می‌توان آن را اثر پردردسر بعدی معرفی کرد.

پرستاره‌ها
تعداد بازیگرانی که طی سال‌های گذشته بازی در موزیک ویدئو را تجربه کرده‌اند، کم نبوده است. هرچند حضور آن‌ها تا اندازه زیادی خیال خواننده را بابت جذابیت بیشتر موزیک ویدئو و دیده و شنیده شدن آن جمع می‌کند. همایون شجریان و فرزاد فرزین جزو خوانندگانی هستند که بیشترین موزیک ویدئو را با حضور بازیگران در کارنامه خود دارند. بازی مهتاب کرامتی در«خمش باش»همایون شجریان، رعنا آزادی‌ور و مهدی پاکدل در «ابر می‌بارد» همین خواننده و ترلان پروانه در «روزهای تاریک» فرزاد فرزین نمونه همین دسته است. به تازگی یکتا ناصر با بازی در «خرابش کردی» فرزاد فرزین، شهرزاد کمال‌زاده در «پرسه» حامد همایون و رزیتا غفاری در «عشق من تویی» رضا صادقی نیز به این جمع اضافه شده‌اند.

رهبر ارکستر «آیسو»:برای «کریستین شولتز» دنبال جایگزین هستیم/ اعضای ارکستر «آیسو» حال خوبی دارند/ شرایط اجاره سالن‌ها عادلانه نیست

مازیار یونسی می‌گوید: دولت باید از ارکسترها حمایت کند. حتی اگر حمایتی نیز وجود ندارد، می‌توان امکانات موجود را در اختیار گروه‌ها قرار داد.

به طور مثال شهرداری فضاهای مناسبی دارد که می‌تواند آنها را در اختیار گروه‌های موسیقی قرار دهد. مثلا در پارک جمشیدیه تهران مکانی هست که به آمفی‌تئاتر شباهت دارد و پارک لاله نیز دارای چنین فضایی است. تعداد این مکان‌های مناسب بسیار زیاد است و می‌توان در آنها به اجرای موسیقی فاخر و آثاری پرداخت که هیچ مغایرتی با قوانین ندارند.

«آیسو» عنوان ارکستر مشترک ایران و اتریش است که بیش از یک دهه از فعالیت آن می‌گذرد و همچنان فعال است. ارکستر «آیسو» که با هدایت کریستین شولتز موسیقی‌دان برجسته اتریشی و همکاری انجمن فرهنگی اتریش تاسیس شده در حال حاضر توسط مازیار یونسی جانشین کریستین شولتز رهبری می‌شود و کارگردانی هنری این ارکستر نیز به عهده اوست. مازیار یونسی درباره رموز تداوم حیات ارکستر مشترک «آیسو» و چند و چون فعالیت‌هایش توضیح داد و به تشریح وضعیت فعلی موسیقی کلاسیک و نحوه فعالیت‌های ارکسترها در ایران پرداخت.

از چه مقطعی با ارکستر «آیسو» همراه شدید؟

از همان ابتدا یعنی در بدو تاسیس با ارکستر «آیسو» همراه بودم. استادی از اتریش آمده بود و از متقاضیان تست می‌گرفت، من نیز تست دادم و در امتحان نمره قبولی کسب کردم و برای حضور در ارکستر پذیرفته شدم. سپس ارکستر کم کم برای کُر شکل گرفت و در همان مقطع یعنی سال ۱۳۸۵ ارکستر زهی اضافه شد و هرچه گذشت بزرگتر و کامل‌تر شد. پس از آنکه استاد اتریشی نتوانست با ارکستر همراه باشد کریستین شولتز جانشین او شد و فعالیت‌ها با حضور ایشان ادامه پیدا کرد. البته حدود یک سال رهبر کُر مجموعه بودم و پس از آمدن آقای شولتز، ایشان رهبری ارکستر را به عهده گرفتند.

قاعدتا از آنجا که آقای شولتز اهل اتریش هستند همواره و به صورت مستمر با ارکستر «آیسو» همراه نیستند. در اینطور مواقع وظیفه رهبری ارکستر با چه کسی است؟

بیش از یک سال است که آقای شولتز با ارکستر «آیسو» همراه نیستند، زیرا مشغله زیادی دارند. البته زمانی که مشغله کم‌تری داشتند نیز سالی یک تا دوبار به ایران می‌آمدند، اما خب برای برنامه‌ریزی فعالیت‌های ارکستر و رپرتوارهایی که قرار بود توسط اعضای «آیسو» اجرا شود به صورت تلفنی با ایشان تعامل داشتیم. از یک سال و نیم پیش تاکنون مشغله ایشان زیادتر شده و به همین دلیل در حال حاضر «موزیک دایرکتور» ارکستر من هستم. به طور کلی ارتباطمان با آقا شولتز نسبت به گذشته کمتر شده، اما فعالیت‌های ارکستر همچنان ادامه دارد.

درست است که شما رهبری ارکستر «آیسو» را به عهده دارید، اما به طور کلی عدم حضور کریستین شولتز و غیبت طولانی ایشان به فعالیت‌های ارکستر آسیب نمی‌زند؟

به این فکر می‌کنیم که جایگزینی برای ایشان پیدا کنیم که البته هنوز کسی به جای ایشان معرفی نشده است، اما باید این اتفاق بیفتد.

رهبر آینده ارکستر «آیسو» اهل اتریش خواهد بود؟

قاعدتا باید اهل اتریش باشد، زیرا پروتکل ما به این شکل است که هنرمندی اتریشی با ارکستر همراه باشد و اگر قرار باشد شخصی مثل من که مقیم ایران است این مسئولیت را به عهده بگیرد باید به عنوان «دپیوتی» با ارکستر همکاری کند. یعنی «موزیک دایرکتور» جانشین یا جایگزین. در حال حاضر و طی یک سال و نیم گذشته که آقای شولتز در ایران حضور ندارند بخش مهم وظایف ایشان به عهده من است.

در جشنواره موسیقی فجر نیز شما رهبری ارکستر «آیسو» را به عهده داشتید، درست است؟

بله همینطور است؛ البته طی سال‌های اخیر بسیار پیش آمده که در غیاب آقای شولتز من رهبری ارکستر را به عهده بگیرم یا اینکه رهبر میهمان این مسئولیت را به عهده گرفته است.

رهبری ارکستر با «موزیک دایرکتور» بودن چه تفاوتی دارد و وظیفه «موزیک دایرکتور» در ارکستر چیست؟

قضیه رهبری ارکستر با «موزیک دایرکتور» بودن متفاوت است. «موزیک دایرکتور» بودن یعنی کارگردانی هنری مجموعه و خط و مشی دادن به چگونگی فعالیت‌ها. اینکه چه قطعاتی توسط اعضا نواخته شود به عهده «موزیک دایرکتور» است و نوع گزینش‌ها و نحوه امتحان گرفتن و چگونگی اجراها نیز به عهده اوست. کلا آقای شولتز تعیین کننده سیاست‌های کلی ارکستر بودند و طی مدتی که ایشان با ارکستر همراه نیستند و در ایران حضور ندارند، مسئولیت‌های ایشان به عهده من است و می‌توان گفت کارم سنگین‌تر شده است.

همانطور که می‌دانید ارکسترها در ایران بنا به دلایل مختلف تداوم حیات ندارند و این در حالی است که از تاسیس ارکستر «آیسو» بیش از یک دهه می‌گذرد. رمز ماندگاری ارکستر «آیسو» چیست؟

در واقع با خون دل ارکستر «آیسو» را نگه داشته‌ایم. البته شانسی که آورده‌ایم این است که انجمن فرهنگی اتریش به گونه‌ای از ما حمایت می‌کند، هرچند شاید این حمایت‌ها به صورت مستقیم و مالی نباشد، اما خب، همواره وجود دارد. به هرحال انجمن فرهنگی اتریش، مکان و فضای تمرین ما را تامین کرده‌ و همین که اساتید بزرگ با ما معاشرت می‌کنند، اتفاق خوبی است؛ زیرا انگیزه‌ای برای نوازندگان ارکستر «آیسو» است. به این ترتیب اعضای ارکستر «آیسو» لااقل این امکان را دارند تا با اساتید و هنرمندان درجه یک در تماس باشند. اگر نتوان گفت همه آن اساتید، اما می‌توان گفت بسیاری از آنها هنرمندان طراز اول دنیا به حساب می‌آیند. حداقل پنجاه، شصت درصد از معلمانی که از اتریش به ایران می‌آیند جزو اساتید دانشگاه‌های «وین» و «گراتس» و دیگر مراکز معتبر آن کشورند. با احترام به همه ارکسترهای فعال در ایران باید بگویم، محیط فعالیت ارکستر «آیسو» بسیار دوستانه است و نوازندگانی که با «آیسو» همکاری می‌کنند به لحاظ موسیقایی خوش می‌گذرانند و حال خوبی دارند. از طرفی،‌ نحوه انتخاب قطعات برای رپرتوارهای مختلف نیز با نظر همه اعضا انجام می‌شود که اتفاق مثبتی است؛ زیرا ما موزیسین‌ها آرزو داریم قطعه‌ای را روی صحنه اجرا کنیم و معمولا بنا به دلایلی این اتفاق رخ نمی‌دهد، اما در ارکستر آیسو این امکان وجود دارد. نوازندگان ارکستر «آیسو» در انتخاب‌ها سهیم هستند و درباره قطعات مختلف نظر می‌دهند.

ارکستر «آیسو» به لحاظ مالی و اقتصادی چه وضعیتی دارد و آیا می‌تواند هزینه‌های خود و دستمزد و حق و حقوق اعضا را تامین کند؟

نمی‌گویم فعالیت‌ها و اجراهای ارکستر «آیسو» سود مالی ندارد، اما در حد قابل قبولی نیست. به طور مثال نوازنده‌ای که قیمت سازش حدود هفتاد،‌ هشتاد میلیون تومان است برای یک شب اجرا دوماه سر تمرین حاضر می‌شود و برای همان یک شب اجرا دستمزد ناچیزی نصیبش می‌شود. در ارکستر «آیسو» آنچه که به نوازندگان پرداخت می‌شود صرفأ جنبه احترام دارد و هرچه را در کاسه‌مان جمع می‌شود با هم تقسیم می‌کنیم. احترام یکی از موضوعات مهمی است که برای من و اعضای ارکستر اهمیت زیادی دارد. شخصأ این احترام را از آقای شولتز یاد گرفتم. ایشان در حال حاضر مدیر بخش خصوصی ارکستر سمفونی «وین» است که «سیمفونیا» نام دارد و انتشار آثار سمفونی «وین» را به عهده دارد و کلأ هرآنچه قرار است توسط کمپانی‌های دیگر منتشر شود، باید به تایید آقای شولتز برسد؛ به اضافه اینکه ایشان ارکستر سمفونیک «وین» و فیلارمونیک «ونکور» را رهبری کرده است. زمانی که کریستین شولدز به ایران می‌آمد من و دیگر اعضای گروه از ایشان نکات مثبت بسیاری آموختیم. تقدس موسیقی و همه تقدس‌هایی که وجود دارند به جای خود، اما ایشان با همه اعتبارشان چیزی را فدای شخصیت افراد نمی‌کنند و آنچه از ایشان آموخته‌ام همین است. با این تفاسیر مثلا اگر قرار باشد رهبری ارکستری را به عهده بگیرم با نوازندگانم انسانی رفتار خواهم داشت. یکی از دلایلی که باعث خوب بودن حال اعضا می‌شوند همین نوع برخوردهاست.

دو کشور اتریش و ایران به لحاظ فرهنگی و هنری چه تشابهاتی دارند.

حرف زدن درباره تشابهات فرهنگی و هنری ایران و اتریش زمان زیادی می‌طلبد. اما به طور کلی می‌توانم بگویم میان موسیقی ما و موسیقی اتریش تشابهی وجود ندارد. تنها تشابه موجود صدا و سکوت و ریتم است که نقاط مشترک موسیقی ملل و کشورهای مختلف است. دیدگاه و نگاه موسیقی شرق با دیگر کشورها متفاوت است و به طور کلی باید این را بپذیریم که لااقل از قرن نوزدهم به بعد اتفاق‌های خوبی از سوی موسیقی شرق و غرب رخ داده است. از طرفی رپرتوارهایی وجود دارند که برای سازهای ارکسترهای کلاسیک غربی نوشته شده‌اند یا ترکیبی از آن سازها با سازهای ایرانی وجود دارد.

در نوع انتخاب قطعات و اجرای رپورتوارها چه فاکتورهایی را مدنظر قرار می‌دهید و در این میان سلیقه چه جایگاهی دارد؟

ابتدا این را بگویم که سلیقه همواره در نوع انتخاب‌ها وجود داشته و نمی‌توان آن را لحاظ نکرد. نه تنها من که آقای شولتز نیز گاه تحت تاثیر سلیقه به انتخاب قطعات می‌پردازند و گاه هیئت امنایی وجود دارد که در اینباره تصمیم می‌گیرد. به جز وجود سلیقه و تاثیر آن که نمی‌توان منکرش شد، بحث تکنیکال قطعات است و آثاری را انتخاب می‌کنیم که به استانداردهای ما نزدیک باشند. در اغلب موارد ایرانی یا اتریشی بودن آثار برای ما در اولویت است و پیش می‌آید که قطعات آهنگسازان معاصر ایرانی را اجرا کنیم. طی کنسرت‌های اخیر نیز به واسطه تمرکز انجمن فرهنگی اتریش امسال بر حضور خواننده و خواندن آواز توسط ارکستر «آیسو»، تلاش کردیم بیشتر از رپرتوار موسیقی اتریش استفاده کنیم که در آن اپرا و اپرت زیاد است.

در کنسرت‌های اخیر تمرکزتان بر چه نوع موسیقی بود؟

خوشبختانه این فرصت را داشتیم که طی کنسرت‌های اخیر دوبار خواننده‌‌ اتریشی خوبی را در اختیار داشته باشیم و تلاش کردیم از رپرتوار موسیقی کلاسیک بزرگانی چون موتسارت و یوهان اشترواس بهره ببریم. می‌توان گفت طی دو کنسرت اخیر به اجرای آثار عامه پسندتر پرداخته‌ایم و آثار شادتری را مد نظر داشته‌ایم، یعنی به اجرای قطعاتی پرداخته‌ایم که در عین عامه‌پسند بودن آثاری کلاسیک به حساب می‌آیند که البته نمی‌توان آنها را خیلی عامه پسند نیز محسوب کرد. یادم هست چند سال پیش کنسرتی داشتیم و اگر اشتباه نکنم در جشنواره فجر پنج سال پیش بود که به اجرا پرداختیم. در آن کنسرت اجرای ما بر اساس تابلویی از گوستاو کلیمت و به صورت بداهه نوازی برای ارکستر بود. البته به عنوان رهبر ارکستر خط‌هایی به ارکستر دادم، اما کلیت اجرا بر اساس بداهه بود. به هرحال موسیقی ما قابلیت‌های بسیاری در زمینه بداهه‌نوازی دارد و در این زمینه دارای جایگاه ویژه‌ای است. نوع اجرای ما در آن کنسرت اتفاق ویژه‌ای بود و شاید برای تماشاچی موسیقی ارکسترال ایران بیش از حد آوانگارد بود، اما این نیز نوعی وام گرفتن از اتفاقات موسیقی اروپا است که خوشبختانه طی برخورد و تعامل با اساتید به این دیدگاه رسیده‌ایم. به اضافه اینکه در حال حاضر دانشگاه‌های اتریش و آلمان و دیگر مراکز معتبر موسیقی آوانگارد به سمت و سویی می‌رود که پرداختن به آنها مجال بیشتری می‌طلبد.

آیا فعالیت‌های ارکستر «آیسو» به لحاظ کلاسیک بودن محدود به تهران است؟

پیش از این رایزنی‌هایی کرده بودم تا ارکستر آیسو در شیراز اجرای «open air» یا حتی خیابانی داشته باشد و تا چند روز پیش به این اتفاق امید داشتم، اما خب احتمالأ این اتفاق به دلیل مشکلات عجیب و غریب مالی میسر نخواهد شد.

به طور واضح درخواست شما از دستگاه‌های مربوطه در شیراز چه بود؟

درخواست ما از شهرداری شیراز این بود که جای خواب پنجاه نفر اعضای ارکستر را به ما بدهند. بی‌شک شهرداری با آن همه پرسنل چنین امکانی را در اختیار دارد تا بدون دریافت هزینه، فضای مناسب را برای اسکان و اجرای ما فراهم کند.

این امکان وجود نداشت که با هزینه شخصی یا با مشارکت اسپانسر به اجرا در شیراز بپردازید؟

اولا باید مکان اسکان و اجرا را خودمان می‌گرفتیم و باقی کارها و پرداخت دستمزد اعضا نیز به عهده خودمان بود. شما حساب کنید اگر پنجاه نفر اعضای ارکستر را به شیراز می‌بردیم، کلی هزینه داشت. در جذب اسپانسر تاحدودی موفق بودیم و توانستیم از این طریق نیمی از هزینه را تامین کنیم، اما واقعیت این است که موسسات و مراکز مرتبط حاضر نیستند بخش دیگر هزینه‌ها را متقبل شوند و این درحالی است که حتی تامین نیمی از هزینه‌ها به صورت شخصی امکان پذیر نیست. در نهایت وقتی جدیتی در این زمینه وجود ندارد اتفاق مثبتی نیز رخ نخواهد داد. به هرحال مخاطب عام در ابتدا باید این نوع موسیقی را بشنود. مسلمأ زمانی که ارکستری در تالار وحدت به روی صحنه می‌رود و بلیتش صدوپنجاه هزار تومان است مورد توجه مخاطب عام قرار نخواهد گرفت. آن مخاطب می‌گوید برای کنسرتی که نمی‌دانم چیست هزینه نمی‌کنم.

حمایت‌های دولتی چقدر در رفع این نواقص موثر است؟

به هرحال برای رفع نواقص موجود لازم است دولت از ارکسترها حمایت کند. حتی اگر حمایتی نیز وجود ندارد می‌توان امکانات موجود را در اختیار گروه‌ها قرار داد. به طور مثال شهرداری فضاهای مناسبی دارد که می‌تواند آنها را در اختیار گروه‌های موسیقی قرار دهد. مثلا در پارک جمشیدیه تهران مکانی هست که به آمفی‌تئاتر شباهت دارد و پارک لاله نیز دارای چنین فضایی است. به طور کلی تعداد این مکان‌های مناسب بسیار زیاد است و می‌توان در آنها به اجرای موسیقی فاخر و آثاری پرداخت که هیچ مغایرتی با قوانین ندارند.

به جز عدم حمایت‌ و آنچه که درباره آن توضیح دادید،‌ موسیقی کلاسیک با چه مشکلات دیگری مواجه است؟

مورد مهم دیگری که می‌خواهم به آن اشاره کنم، چگونگی و نحوه اجاره سالن‌ها به ارکسترهای مختلف است. اگر توجه کنید به طور معمول قانونی که برای اجاره سالن‌ها وجود دارد بر مبنای موسیقی پاپ است. حتی در فرمی که به سرپرست گروه‌ها ارائه می‌شود به موسیقی پاپ توجه شده است. مثلا در فرم مربوطه، نام شاعر و خواننده را از شما می‌خواهند، در صورتیکه موسیقی کلاسیک فاقد چنین مقولاتی است. البته این موضوع ظاهرا مهم نیست و مسئله، مسئله یک فرم است.

بحث قیاس نیست، اما سوالی که از مسئولان دارم این است؛ شما فرض کنید گروهی پاپ پنج نفره تالار وحدت را برای اجرای کنسرت اجاره می‌کند و این پنج نفر می‌توانند طی پنج شب سالن را پر کنند و این درحالی است که باید بابت هر شب اجرا مبلغی را به تالار بدهند. حال فرض کنید ارکستری با شصت تا هفتاد نفر عضو باید همان مبلغ را به سالن بپردازد، تازه آن هم در حالی که موسیقی کلاسیک به اندازه موسیقی پاپ مخاطب ندارد. یادمان باشد دستمزد و درآمد یک شب کنسرت در وزارت کشور یا تالار وحدت باید میان تعداد زیادی از نوازندگان ارکستر تقسیم شود و همان میزان درآمد میان پنج نفر از اعضای موسیقی پاپ تقسیم خواهد شد. به نظرم باید سوبسید یا امتیازی برای ارکسترهای مختلف و حتی گروه‌های پاپی که تعداد اعضای‌شان از پنج نفر بیشتر است در نظر گرفته شود. به تازگی اتفاق دیگری نیز افتاده این است که گروه‌ها باید اجاره ابزار و ادوات سالنی مانند تالار وحدت را بپردازند که قبلا اینگونه نبود. در نهایت نوع اجاره و قوانین ثابتی که برای اجاره سالن‌ها وجود دارد باید مبنای درستی داشته باشد. مثلا بر اساس ژانر یا تعداد اعضای گروه‌ها تعریف شود تا در این زمینه عدالت رعایت شود و بخشی از مشکلات مالی گرو‌ه‌ها نیزحل شود. با همه این کاستی‌ها من به اتفاق اعضای ارکستر «آیسو» تلاشمان این است که به فعالیت ادامه دهیم.

به رهبری ارکستر احمد حمدی؛ گروه کُر اپرای سوئیس در تالار وحدت کنسرت می‌دهد

گروه کُر اپرای سوئیس و ارکستر «داکاپو» پروژه «آریاهای اپرای کلاسیک» را به رهبری ارکستر احمد حمدی در تالار وحدت اجرا می‌کند.

گروه کُر اپرای سوئیس و ارکستر «اکاپو» به همت سفارت سوئیس در تهران و مشارکت بنیاد فرهنگی هنری رودکی ساعت ۲۱:۳۰ روز اول اردیبهشت ماه در تالار وحدت روی صحنه می‌روند. عنوان این اجرا «آریاهای اپرای کلاسیک» است. ضمن اینکه جوزفووسکی مدیریت هنری و احمد حمدی رهبری این ارکستر را به عهده دارند.

در این کنسرت آثار آهنگسازانی چون وردی، پوچینی، واگنر، لئون کاوایو، بیزه، مسکاگنی، نیکولای، کروییتزر، لورتزینگ، دومرزی، آنتونیو ویوالدی و اوفن باخ توسط هنرمندان گروه نواخته می‌شود.

فلوریان هوستتلر سوپرانو، فابین دیامبرینی نوازنده ویولنسل، گییوم کارتن نوازنده ویولنسل تک نوازان پروژه «آریاهای اپرای کلاسیک» هستند.

برگزاری کنسرت بانوان پارلا در پایتخت

کنسرت موسیقی آذربایجانی گروه «پارلا» (ویژه بانوان)، اولین هفته از دومین ماه بهاری، در تالار وحدت تهران به روی صحنه می رود.

گروه موسیقی «پارلا» به سرپرستی و خوانندگی ماریا یزدانی و به همت مؤسسه فرهنگی و هنری ندای ایماژ تبریز، در تاریخ ۶ اردیبهشت سال جاری، به اجرای کنسرتی پر شور در تالار وحدت تهران می‌پردازد.

تهیه‌کنندگی این برنامه را غلامرضا میرزازاده، تنظیم موسیقی را حسن خجسته، مدیر برنامه نیما انهاری، سرپرستی حرکات را فاطمه محمدی و طراحی حرکات را سِئودا حریری برعهده دارند.

نگار صادق (پیانو)، سارا نادری (کمانچه)،‌ لیلا برزگر (ناغارا)، سمیرا مرکب‌سازی (قارمان)، سیما گنجه‌ای (آلات ضربی)،‌ ایپک تبریزی (تار)،‌ چیچک تبریزی (کمانچه) و آیلین میرزازاده (پرکاشن و بک وکال) به عنوان نوازنده، در این کنسرت به هنرنمایی می‌پردازند. این در حالی است که مریم نریمانی، سپیده جاذبی مقدم، لیندا مهین،‌ ندا زرافشان،‌ لاچین ناصر نیساری، مینا هاشمی،‌ سما تیزرزم و ثنا هاشمی در اجرای حرکات همکاری دارند.

موسیقی آذربایجان و همچنین حرکات آیینی، سنتی آذربایجان که ریشه در فرهنگ غنی این خطه دارد دارای ظرفیت‌های هنری بالایی است که این گروه توانسته در ارایه آن به مخاطبین خود موفق باشد.

این کنسرت برای سومین سال پیاپی در تالار وحدت به اجرا در می‌آید و دو سال گذشته را با موفقیت به روی صحنه رفته و استقبال چشمگیر مخاطبان ترک زبان و حتی موسیقی دوستان غیر آذربایجانی، نتیجه آن بوده است که خوشبختانه حضور کمرنگ این بانوان به دلیل عدم اعطای مجوز در شهر و زادگاه خودشان با این حسن توجه در پایتخت، جبران شده است. لذا امیدِ این می‌رود که کنسرت پیش روی گروه «پارلا» این بار نیز با استقبالی شایسته و در خور جایگاه هنری بانوان موسیقی کشورمان برگزار گردد.

شروع فعالیت موسیقایی ماریا یزدانی از سال ۱۳۷۶ زیر نظر غلامرضا میرزازاده در گروه کودک و نوجوان صدا و سیمای مرکز تبریز بوده است. آواز، سلفژ و صداسازی را زیر نظر اساتیدی همچون اسفندیار قره باغی، خسرو نژادآریا و مسعود امیرسپهر و رضارنج آزمای فرا گرفته است. از فعالیت‌های این بانوی هنرمند می‌توان به همکاری با گروه‌های موسیقی باریش، آوای شهریار، ایماژ و سس، به‌عنوان گروه کُر و بک وکال اشاره کرد. همکاری در تولید و اجرای ده‌ها موسیقی نمایش، فیلم و سریال، برنامه‌های تلویزیونی و آلبوم‌های موسیقی و حضور در جشنواره های متعدد داخلی و خارجی، اجرای موسیقی در هفته‌های فرهنگی ایران در کشورهای ترکیه، ترکمنستان و آذربایجان نیز از جمله ثبت شده‌ها در پرونده هنری ماریا یزدانی است.

کنسرت گروه بانوان «پارلا» به سرپرستی و خوانندگی ماریا یزدانی، در ساعت ۱۴ تاریخ ۶ اردیبهشت ماه سال جاری، در تالار وحدت تهران روی صحنه می‌رود و علاقمندان می‌توانند جهت تهیه اینترنتی بلیت‌های این کنسرت با قابلیت انتخاب صندلی، به آدرس www.iranconcert.com مراجعه نمایند